buck

[ایالات متحده]/bʌk/
[بریتانیا]/bʌk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گوزن نر؛ (آمریکایی) پول، دلار
v. به شدت پرش کردن یا جهش کردن؛ مقاومت کردن یا مخالفت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

big buck

سکه بزرگ

make a buck

درآمد کسب کردن

buck up

دلگرم شدن

buck the trend

مقابله با روند

fast buck

پول سریع

جملات نمونه

a buck private; a buck sergeant.

سرباز درجه یک; یک سارجنت

a buck with a handsome rack.

یک دلار با یک شاخک زیبا.

bucking for a promotion.

درخواست ارتقا.

He is a buck private.

او یک سرباز درجه یک است.

made a fast buck in the stock market.

در بازار سهام یک دلار سریع به دست آورد.

the Bucks were ahead by four.

باکس ها با چهار امتیاز جلو بودند.

he was able to backtrack the buck to a ridge nearby.

او توانست مسیر را به یک صخره نزدیک ردیابی کند.

Buck outdrove him by forty yards.

با چهل یارد از او پیشی گرفت.

don't try bucking the system.

سعی نکنید با سیستم مقابله کنید.

The horse bucked in fright.

اسب از ترس لگد زد.

It's no use trying to buck the system.

سعی کردن برای مقابله با سیستم بی فایده است.

the shares bucked the market trend.

سهام روند بازار را نقض کرد.

Bella and Jim need me to buck them up.

بیلا و جیم به من نیاز دارند تا آنها را تقویت کنم.

a run-down hotel room for five bucks a night.

یک اتاق هتل فرسوده به قیمت پنج دلار در هر شب.

The mayor bucked at the school board's suggestion.

شهردار با پیشنهاد هیئت مدیره مدرسه مخالفت کرد.

The plane bucked a strong head wind.

هواپیما با یک باد مخالف قوی مقابله کرد.

Buyers get more bang for their buck with our cars.

خریداران با ماشین های ما بازده بیشتری به ازای هر دلار خود به دست می آورند.

worked for big bucks in a large corporation.

برای پول زیادی در یک شرکت بزرگ کار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید