buttered

[ایالات متحده]/'bʌtə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کره مالیده شده
v. کره را روی ... بمالید

عبارات و ترکیب‌ها

buttered toast

نان تست کره ای

buttered popcorn

پاپ کورن کره ای

buttered croissant

کروسان کره ای

جملات نمونه

she buttered toast with a steady hand.

او با دست ثابت، نان را کره گذاشت.

Spoon the mixture into buttered 150 ml timbale moulds.

مخلوط را با قاشق در قالب‌های تیمباله 150 میلی‌لیتری که با کره چرب شده‌اند بریزید.

She buttered her bread.

او نان خود را کره گذاشت.

Superstition has it this way: bread that has been buttered can never be unbuttered.

طبق باورهای عامیانه، نانی که کره شده، دیگر نمی‌توان آن را از کره جدا کرد.

The ingredients sat in the bowl unstirred while she buttered the pan.

مواد در کاسه بدون هم زدن باقی ماندند در حالی که او تابه را کره می‌کرد.

'Don't disillusion me, 'said Kath, chewing buttered toast more greedily than genteelly.

'من را ناامید نکنید،' کث گفت، در حالی که نان تست کره زده را بیشتر از آنچه شایسته بود، با حرص می‌جوید.

I’m sure Ray will make a special effort to please the new supervisor—after all, he knows which side his bread is buttered!

مطمئنم که ری تلاش ویژه‌ای برای خشنود کردن ناظر جدید خواهد کرد - در پایان، او می‌داند کدام طرف نانش را کره زده!

نمونه‌های واقعی

This is called buttered toast...like it? !

این مورد به عنوان نان تست کره ای شناخته می شود... خوشت میاد؟ !

منبع: The cutest little spider, Lucas.

This gives the wall of the serous pericardium a " buttered bread" appearance.

این باعث می شود که دیواره پریکارد سرزی یک ظاهر "نان تست کره ای" داشته باشد.

منبع: Osmosis - Cardiovascular

The unhappy Hatter saw this, and dropped his bread-and- butter.

هتر ناراضان این را دید و نان و کره اش را رها کرد.

منبع: Alice's Adventures in Wonderland (Simplified Version)

So she bought some better butter, better than the bitter butter.

بنابراین او کره بهتری خرید، بهتر از کره تلخ.

منبع: Learn American pronunciation with Hadar.

There was also a butter dish, with several pieces of butter covered with cracked ice.

همچنین یک ظرف کره وجود داشت که حاوی چند تکه کره پوشیده شده با یخ خرد شده بود.

منبع: The Trumpet Swan

You know you can put herbs in there, chilli in there, spiced truffles, flavoured butters.

می دانید که می توانید گیاهان را در آنجا، فلفل را در آنجا، ترافل های ادویه دار، کره های طعم دار قرار دهید.

منبع: Jamie Oliver's Healthy Brunch

Yeah, I see what you mean. So you'd better butter her up then!

بله، منظور شما را می فهمم. پس بهتر است او را خوشحال کنید!

منبع: BBC Authentic English

Butter to butter is no relish.

کره به کره خوشایند نیست.

منبع: Pronunciation: Basic Course in American English Pronunciation

Or making sure we have peanut butter.

یا اطمینان از اینکه ما کره بادام زمینی داریم.

منبع: Mom Season 1

Smooth! I bet that buttered her muffin.

صاف! شرط می بندم که او را خوشحال کرد.

منبع: English little tyrant

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید