campfire

[ایالات متحده]/'kæmpfaɪə/
[بریتانیا]/'kæmpfaɪɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آتش‌افروزی، آتش در محل کمپ

جملات نمونه

campfires burning in the dark; the sun burning brightly in the sky.

آتش‌سوزی در تاریکی؛ خورشید به روشنی در آسمان می‌تابید.

The campfire smoldered for hours after the blaze died out.

دودکش‌ها ساعت‌ها پس از خاموش شدن آتش ادامه داشتند.

A group of boys and girls gathered around the campfire to sing songs.

گروهی از پسران و دختران دور آتش جمع شدند تا آواز بخوانند.

We gathered around the campfire to roast marshmallows.

ما دور آتش جمع شدیم تا مارشمالو درست کنیم.

The campfire crackled and popped as the wood burned.

همانطور که چوب سوخت، آتش با صدای ترک و پاپ صدا داد.

Sitting by the campfire, we shared stories and laughter.

نشسته دور آتش، داستان‌ها و خنده‌ها را با هم به اشتراک گذاشتیم.

The campfire provided warmth on the chilly night.

آتش در شب سرد گرما بخشید.

We sang songs around the campfire until late into the night.

ما تا دیروقت دور آتش آواز خواندیم.

The campfire illuminated the faces of the campers.

آتش چهره‌های کمپ‌کننده‌ها را روشن کرد.

The scent of burning wood filled the air around the campfire.

بوی چوب سوخته هوا را در اطراف آتش پر کرد.

The campfire provided a focal point for the evening activities.

آتش به عنوان نقطه کانونی برای فعالیت‌های شب عمل کرد.

We huddled close to the campfire to stay warm.

ما برای گرم ماندن دور آتش جمع شدیم.

The crackling campfire created a cozy atmosphere in the woods.

آتش ترک خورده فضایی دنج در جنگل ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید