candy

[ایالات متحده]/'kændɪ/
[بریتانیا]/'kændi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. با شکر پختن; به شکر بلوری شدن; زیبا کردن
vi. با شکر پختن; بلوری شدن
n. شیرینی تهیه شده با شکر; آب‌نبات سنگی
adj. شیک

عبارات و ترکیب‌ها

candy bar

میله شکلات

hard candy

شکلات سفت

gummy candy

آبنبات جویی

candy cane

عصای شیرینی

chocolate candy

آبنبات شکلاتی

sour candy

آبنبات ترش

candy wrapper

بسته‌بندی آب‌نبات

candy store

نگارخانه شیرینی

cotton candy

پشمک

rock candy

شکلات صخره‌ای

eye candy

جذاب بصری

sugar candy

شکلات قندی

جملات نمونه

Take a candy from the box.

یک آب‌نبات از جعبه بردار.

Have a piece of candy, please.

لطفاً یک آب‌نبات داشته باشید.

a small medicated candy

یک آب‌نبات دارویی کوچک

divide the candies among the children

آب‌نبات‌ها را بین بچه‌ها تقسیم کنید.

He bet me a bag of candy that Bill would not come.

به من شرط بست که بیل نمی‌آید، یک کیسه آب‌نبات.

This candy is so hard that no one can chew it.

این آب‌نبات آنقدر سخت است که هیچ کس نمی‌تواند آن را بجوید.

I gave her a piece of candy in trade for a piece of gum.

من در ازای یک حبه آدامس، یک آب‌نبات به او دادم.

I haven't got enough candies to go round.

من آب‌نبات کافی برای توزیع بین همه ندارم.

The eager children mobbed the candy man the moment he appeared.

بچه‌های مشتاق به محض اینکه مرد آب‌نبات فروش ظاهر شد، او را محاصره کردند.

The private space is separated with dossal and candy, fancy lamp in it.

فضای خصوصی با دسال و آب‌نبات جدا شده است، یک چراغ فانتزی در آن وجود دارد.

that her “occasional” midafternoon candy bar was actually a daily dose;

اینکه

sneak candy into one's mouth; sneaked a look at the grade sheet.

آب‌نبات را به طور پنهانی در دهان خود قرار دهید؛ نگاهی به برگه نمرات انداخت.

a soft-centered candy; a yellow-centered daisy.

یک آب‌نبات با هسته نرم؛ یک داودی با هسته زرد.

He coughed up the candy that was stuck in his throat.

او آب‌نباتی که در گلوی او گیر کرده بود را بیرون انداخت.

Mike Candys - That Party (Pet!t Nightbrothers V.I.

مایک کندی - آن مهمانی (حیوان خانگی! شب‌های بروتری V.I.

When I was in seventh grade, I was a candy striper at a local hospital in my town.

وقتی در کلاس هفتم بودم، من یک کمک‌کننده در یک بیمارستان محلی در شهر من بودم.

نمونه‌های واقعی

Hey, everybody. This is Candy. Candy, uh... this is everybody.

سلام به همه. من Candy هستم. Candy، اوه... این همه افراد هستند.

منبع: Intermediate American English by Lai Shih-Hsiung (Volume 2)

Usually they give us some candies as a treat.

معمولاً به عنوان تشویقی، آبنبات به ما می‌دهند.

منبع: Yilin Edition Oxford Junior English (Grade 7, Volume 1)

Candyfloss. - It makes me want to have cotton candy.

پنبه‌الهوا - باعث می‌شود بخواهم پاپ‌کورن پنبه‌ای داشته باشم.

منبع: Grandpa and Grandma's English and American Pronunciation Class

The boy grinned with pleasure when I gave him candy.

پسر با خوشحالی خندید وقتی به او آب‌نبات دادم.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

Do they really just want free candy?

آیا آنها واقعاً فقط آب‌نبات رایگان می‌خواهند؟

منبع: Humor University

Hi, Candy! Glad you could make it.

سلام Candy! خوشحالم که توانستید بیایید.

منبع: Intermediate American English by Lai Shih-Hsiung (Volume 2)

We say sweets, they say candy.

ما شیرینی می‌گوییم، آنها آب‌نبات می‌گویند.

منبع: Listening Digest

If you like sour candy, you love acidity.

اگر آب‌نبات ترش دوست دارید، عاشق اسیدیته هستید.

منبع: Coffee Tasting Guide

I probably have like one candy a day.

احتمالاً من روزی یک آب‌نبات دارم.

منبع: IELTS Speaking High Score Model

And I'm there as her arm candy.

و من به عنوان آب‌نبات دست او آنجا هستم.

منبع: Learn to dress like a celebrity.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید