cask

[ایالات متحده]/kɑːsk/
[بریتانیا]/kæsk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بشکه، ظرفی که از چوب ساخته شده است
vt. قرار دادن درون بشکه

عبارات و ترکیب‌ها

wooden cask

سنگر چوبی

wine cask

سنگر شراب

oak cask

حباب بلوط

جملات نمونه

a cask of cider.

یک بشکه سیب زمینی

the cask was set abroach.

بشکه باز شد.

an untapped cask of wine.

یک بشکه شراب دست نخورده.

The cask savours of the first fill.

بشکه طعم پر کردن اول را دارد.

the casks are bunged before delivery.

بشکه‌ها قبل از تحویل دربسته می‌شوند.

I need a cask of wine and some apples.

من به یک بشکه شراب و چند سیب نیاز دارم.

"Ah yes," I said, "the cask of Amontillado.

آه بله، گفتم، بشکه آمونتیلادو.

Maturate partly in French oak barrique and partly in Slovenian  oak casks for about 12-15 months.

به مدت 12 تا 15 ماه به طور جزئی در بشکه‌های بلوط فرانسوی و به طور جزئی در بشکه‌های بلوط اسلوونیایی قرار دهید.

Put the cask of full hot water only, essence oil falls, besprent rose valve, surround acoustics is leaving.

فقط بشکه آب داغ پر را قرار دهید، روغن اسانس می‌ریزد، شیر رز اسپری شده، آکوستیک محیط در حال ترک است.

General massage room containing the prices of all the explosions lights, thermostats, temperature humidiometer, Sun, cask, spoon and sauna stones prices.

اتاق ماساژ عمومی شامل قیمت تمام چراغ‌های انفجاری، ترموستات‌ها، رطوبت‌سنج دما، خورشید، بشکه، قاشق و قیمت سنگ‌های سونا.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید