bottle

[ایالات متحده]/'bɒt(ə)l/
[بریتانیا]/'bɑtl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرف برای مایعات
vt. قرار دادن (مایع) در بطری، سرکوب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

water bottle

بطری آب

glass bottle

بطری شیشه ای

plastic bottle

بطری پلاستیکی

bottle cap

درب بطری

wine bottle

بطری شراب

a bottle of

یک بطری از

on the bottle

روی بطری

bottle neck

گردن بطری

bottle opener

بازکننده بطری

beer bottle

بطری آبجو

perfume bottle

بطری عطر

empty bottle

بطری خالی

snuff bottle

بطری پودر استعمال

hit the bottle

نوشیدن زیاد

gas bottle

بطری گازی

thermos bottle

بطری ترمس

bottle up

بطری کردن

spray bottle

بطری اسپری

steel bottle

بطری فولادی

like one's bottle

مثل سلیقه خود

over a bottle

روی یک بطری

جملات نمونه

a complimentary bottle of wine.

یک بطری رایگان شراب

an expensive bottle of wine.

یک بطری گران قیمت شراب

kill a bottle of brandy.

یک بطری برندى را تمام کنید

half a bottle of rye.

نصف بطری چای

stand a bottle to the company

یک بطری را به شرکت پیشنهاد دهید

Shake the bottle well.

بطرى را خوب تکان دهید.

finish a bottle of wine

یک بطری شراب تمام کنید

This is where they bottle the milk.

اینجاست که آنها شیر را بطری می‌کنند.

some turn to the bottle for comfort.

بعضی برای آرامش به بطری روی می‌آورند.

go through a bottle of wine

یک بطری شراب مصرف کنید

Store the bottle of medicine in the shade.

بطری داروی را در سایه نگهداری کنید.

John's on the bottle again!

جان دوباره به الکل روی آورده است!

Please wash the bottle clean.

لطفاً بطری را خوب بشویید.

bottle soda; a bottle recycling program.

بطرى نوشابه؛ یک برنامه بازیافت بطری.

I bought a bottle opener yesterday.

من دیروز یک بازکننده بطری خریدم.

These bottles are not returnable.

این بطری‌ها قابل بازگشت نیستند.

they had drunk between them a bottle of Chianti.

آنها بین خود یک بطری چیانتی نوشیده بودند.

نمونه‌های واقعی

I'll have a bottle of water please.

من یک بطری آب می‌خواهم.

منبع: Basic Daily Conversation

I earn the most with plastic water bottles.

من بیشتر با بطری‌های پلاستیکی آب کسب درآمد می‌کنم.

منبع: Environment and Science

Hello, I wish to buy a bottle of wine.

سلام، مایلم یک بطری شراب بخرم.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

A bottle of red, a bottle of -- what? !

یک بطری قرمز، یک بطری از -- چه؟ !

منبع: Modern Family - Season 02

It is inside a long narrow bottle.

این داخل یک بطری بلند و باریک است.

منبع: Aesop's Fables for Children

I need to throw this bottle away.

من باید این بطری را دور بیندازم.

منبع: Tips for IELTS Speaking.

Yes, we still have a bottle here.

بله، ما هنوز یک بطری اینجا داریم.

منبع: Four-Stage Listening Training Camp

She threw the bottle into the sea.

او بطری را به دریا انداخت.

منبع: New Concept English, British English Version, Book Two (Translation)

He makes sweaters from used plastic bottles.

او از بطری‌های پلاستیکی استفاده شده، ژاکت می‌سازد.

منبع: Lai Shixiong Intermediate American English (Volume 1)

This, not particularly full bottle of espresso.

این، بطری اسپرسوی خیلی پر نیست.

منبع: Coffee Tasting Guide

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید