clashing

[ایالات متحده]/klæʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. با یکدیگر در تضاد؛
v. به تعارض آمدن.

عبارات و ترکیب‌ها

clashing personalities

شخصیت‌های متضاد

clashing colors

رنگ‌های متضاد

clashing opinions

نظرات متضاد

clashing cultures

فرهنگ‌های متضاد

جملات نمونه

The outlandish costume screamed with clashing colors.

لباس عجیب و غریب با رنگ‌های متضاد فریاد می‌زد.

The clashing colors of the painting caught everyone's attention.

رنگ‌های متضاد نقاشی توجه همه را جلب کرد.

The clashing personalities of the two coworkers often led to arguments.

شخصیت‌های متضاد دو همکار اغلب منجر به بحث می‌شد.

The clashing opinions on the new policy caused tension in the office.

دیدگاه‌های متضاد در مورد سیاست جدید باعث ایجاد تنش در دفتر شد.

The clashing schedules made it difficult for them to find a time to meet.

برنامه‌های متضاد پیدا کردن زمانی برای ملاقات را برای آنها دشوار کرد.

The clashing music genres at the festival appealed to a diverse audience.

жанرهای موسیقی متضاد در جشنواره برای مخاطبان متنوعی جذاب بود.

The clashing patterns on her outfit made a bold fashion statement.

الگوهای متضاد روی لباس او یک بیانیه مد جسورانه ایجاد کرد.

The clashing ideologies of the political parties led to a heated debate.

ایدئولوژی‌های متضاد احزاب سیاسی منجر به بحثی داغ شد.

The clashing interests of the group members made it hard to reach a consensus.

علاقه متضاد اعضای گروه دستیابی به اجماع را دشوار کرد.

The clashing temperatures in the room left everyone feeling uncomfortable.

دمای متضاد در اتاق باعث شد همه احساس ناراحتی کنند.

The clashing goals of the project team caused delays in progress.

اهداف متضاد تیم پروژه باعث تأخیر در پیشرفت شد.

نمونه‌های واقعی

They don't have to be clashing.

آنها نیازی به درگیری ندارند.

منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2022 Collection

Gorvenment troops have been clashing with opposition Renamo fighters in Tete province.

نیروهای دولتی با شورشیان رنامو در استان تت درگیر شده اند.

منبع: BBC Listening Collection July 2015

Crash! The Tang Monk heard the sound of weapons clashing.

ضربه! راهب تانگ صدای برخورد سلاح‌ها را شنید.

منبع: Journey to the West

And they've been clashing with Hausa community farmers, sedentary farmers.

و آنها با کشاورزان جامعه هوسا و کشاورزان ساکن درگیر شده اند.

منبع: NPR News March 2021 Compilation

That summer with parts clashing and radio swinging we had it for California.

آن تابستان با قطعات در حال برخورد و رادیوی نوسان، ما آن را برای کالیفرنیا داشتیم.

منبع: VOA Special July 2020 Collection

A war is raging between " clashing visions of progress" , and indigenous people are losing.

یک جنگ بین "دیدگاه های متضاد از پیشرفت" در حال رقص است، و مردم بومی در حال باختن هستند.

منبع: The Economist (Summary)

" Hear! Hear! " cried Jo, clashing the lid of the warming pan like a cymbal.

" بشنوید! بشنوید! " جو فریاد زد و درب تابه گرم کننده را مانند یک سنج به صدا درآورد.

منبع: Little Women (Bilingual Edition)

It was a noise of shouts and shrieks and of the clashing of metal against metal.

صدای فریاد و جیغ و برخورد فلز با فلز بود.

منبع: The Lion, the Witch and the Wardrobe

Lucy, fully rested, jumped up. Everyone was awake, everyone was laughing, flutes were playing, cymbals clashing.

لوسی، کاملاً استراحت کرده، پرید. همه بیدار بودند، همه می خندیدند، نی ها می نواختند، سنج ها به صدا درآمدند.

منبع: The Chronicles of Narnia: Prince Caspian

Seven people have been arrested after clashing with French riot police in the Parisian suburb of Nanterre.

هفت نفر پس از درگیری با پلیس ضد شورش فرانسه در حومه پاریسی نانتره دستگیر شدند.

منبع: BBC Listening Collection June 2023

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید