valued client
مشتری ارزشمند
loyal client
مشتری وفادار
satisfied client
مشتری راضی
potential client
مشتری بالقوه
client service
خدمات مشتری
client base
پایگاه مشتری
client side
سمت مشتری
client application
اپلیکیشن مشتری
client management
مدیریت مشتری
thin client
مشتری نازک
client server
مشتری-سرور
client area
فضای مشتری
client request
درخواست مشتری
corporate client
مشتری شرکتی
client agreement
توافقنامه مشتری
client list
لیست مشتری
client programs
برنامههای مشتری
client support
پشتیبانی مشتری
client confidentiality
محرمانه بودن مشتری
regular client
مشتری منظم
plead a client's case
دفاع از پرونده یک مشتری
clients of the hotel.
مشتریان هتل.
a suggestible client would comply.
یک مشتری قابل تلقین مطیع خواهد بود.
unhappy clients are not a good advertisement for the firm.
مشتریان ناراضی تبلیغ خوبی برای شرکت نیستند.
insurance tailor-made to a client's specific requirements.
بیمه متناسب با نیازهای خاص مشتری.
a client referred for counselling.
مشتری ارجاع داده شده برای مشاوره.
the contract will seek to define the client's obligations.
قرارداد به دنبال تعریف تعهدات مشتری خواهد بود.
clients are hesitant about buying.
مشتریان در مورد خرید مردد هستند.
clients with a minimum of £500,000 to invest.
مشتریانی که حداقل 500000 پوند برای سرمایه گذاری دارند.
stored on the client's own computer.
ذخیره شده در کامپیوتر خود مشتری.
retain a barrister to handle the client's business.
یک وکیل دادگستری را برای رسیدگی به امور مشتری استخدام کنید.
The clients chafed at the delay.
مشتریان از تأخیر ناراضی بودند.
shady stockbrokers who finagle their clients out of fortunes.
کارگزاران سهام مشکوکی که مشتریان خود را از ثروتشان محروم می کنند.
my client is very much a Walter Mitty character.
مشتری من بسیار شبیه به شخصیت والتر میتی است.
The attorney got her client off with a slap on the wrist.
وکیل توانست موکل خود را با یک توبیخ سبک آزاد کند.
he was found guilty of the fraudulent conversion of clients' monies.
او به دلیل سوء استفاده غیرقانونی از وجوه مشتریان گناهکار شناخته شد.
to dispel finally the belief that auditors were clients of the company.
برای از بین بردن باور اینکه حسابرسان مشتری شرکت بودند.
We now have over 200 clients.
ما اکنون بیش از 200 مشتری داریم.
منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)Your first client is in Room 1 .
اولین مشتری شما در اتاق شماره 1 است.
منبع: Friends Season 9My classmate got an arsonist for her first client.
همکلاسی من یک آتشنشان را به عنوان اولین مشتریاش به دست آورد.
منبع: 2018 Best Hits CompilationThis is his client, Mr. Leonard Vole.
این مشتری اوست، آقای Leonard Vole.
منبع: Prosecution witnessWe just need to invite our clients now.
ما فقط باید اکنون مشتریان خود را دعوت کنیم.
منبع: BBC Animation WorkplaceAre you all clients of Phil's?
آیا همه شما مشتریان Phil هستید؟
منبع: Modern Family - Season 05The grand jury is charging his client today.
هیئت منصفه بزرگ امروز به جرم او متهم خواهد کرد.
منبع: "To Kill a Mockingbird" Original SoundtrackAre you willing to network to find new clients?
آیا مایلید برای یافتن مشتریان جدید شبکه سازی کنید؟
منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected SpeechesInstead, regulators promised to make SVB's clients whole.
در عوض، تنظیمکنندهها قول دادند مشتریان SVB را به طور کامل جبران کنند.
منبع: The Economist (Summary)Some clinics mislead their clients by stating low costs.
برخی از کلینیکها با بیان هزینههای پایین، مشتریان خود را گمراه میکنند.
منبع: 21st Century English Newspaperلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید