law codifies
قانون کدگذاری میکند
code codifies
کد کدگذاری میکند
policy codifies
سیاست کدگذاری میکند
regulation codifies
مقررات کدگذاری میکند
document codifies
سند کدگذاری میکند
system codifies
سیستم کدگذاری میکند
procedure codifies
روش کدگذاری میکند
agreement codifies
توافق کدگذاری میکند
framework codifies
چارچوب کدگذاری میکند
standard codifies
استاندارد کدگذاری میکند
the new law codifies existing regulations on data privacy.
قانون جدید، مقررات موجود در مورد حریم خصوصی داده ها را قانونمند می کند.
the organization codifies its policies to ensure compliance.
سازمان سیاست های خود را قانونمند می کند تا از رعایت قوانین اطمینان حاصل کند.
he codifies the rules for the competition in a clear document.
او قوانین مسابقه را در یک سند واضح قانونمند می کند.
the constitution codifies the fundamental rights of citizens.
قانون اساسی حقوق اساسی شهروندان را قانونمند می کند.
the committee codifies best practices for project management.
کمیته بهترین روش ها را برای مدیریت پروژه قانونمند می کند.
she codifies her research findings in a comprehensive report.
او یافته های تحقیقاتی خود را در یک گزارش جامع قانونمند می کند.
the software codifies user permissions to enhance security.
نرم افزار مجوزهای کاربر را برای افزایش امنیت قانونمند می کند.
the manual codifies the procedures for emergency response.
دفترچه راهنما روش های پاسخ به شرایط اضطراری را قانونمند می کند.
the treaty codifies the agreements made between the nations.
معاهده توافقات بین کشورها را قانونمند می کند.
he codifies his ideas into a structured format for presentation.
او ایده های خود را برای ارائه در یک قالب ساختاریافته قانونمند می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید