formulates

[ایالات متحده]/ˈfɔːmjʊleɪts/
[بریتانیا]/ˈfɔrmjʊleɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. یک روش یا برنامه طراحی یا توسعه دادن; چیزی را به طور دقیق یا سیستماتیک بیان کردن; چیزی را به اصطلاحات ریاضی نمایندگی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

formulates a strategy

تدوین یک استراتژی

formulates policies

تدوین سیاست‌ها

formulates a plan

تدوین یک برنامه

formulates solutions

تدوین راه حل‌ها

formulates guidelines

تدوین دستورالعمل‌ها

formulates recommendations

تدوین توصیه‌ها

formulates a response

تدوین یک پاسخ

formulates ideas

تدوین ایده‌ها

formulates theories

تدوین نظریه‌ها

formulates objectives

تدوین اهداف

جملات نمونه

the scientist formulates a new theory based on the data.

دانشمند یک نظریه جدید بر اساس داده ها تدوین می‌کند.

the committee formulates policies to improve public health.

کمیته سیاست‌هایی را برای بهبود سلامت عمومی تدوین می‌کند.

she formulates a plan to increase sales this quarter.

او طرحی را برای افزایش فروش در این فصل تدوین می‌کند.

the chef formulates a unique recipe for the restaurant.

سرآشپز یک دستور غذای منحصر به فرد برای رستوران تدوین می‌کند.

the teacher formulates guidelines for student projects.

معلم دستورالعمل‌هایی را برای پروژه‌های دانش‌آموزی تدوین می‌کند.

the engineer formulates a strategy to optimize the system.

مهندس یک استراتژی را برای بهینه‌سازی سیستم تدوین می‌کند.

the researcher formulates hypotheses for the experiment.

محقق فرضیاتی را برای آزمایش تدوین می‌کند.

the organization formulates a response to the crisis.

سازمان یک پاسخ به بحران تدوین می‌کند.

he formulates his thoughts carefully before speaking.

او قبل از صحبت کردن افکار خود را با دقت تدوین می‌کند.

the government formulates laws to protect the environment.

دولت قوانینی را برای محافظت از محیط زیست تدوین می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید