turning cogs
چرخش دندهها
cogs in motion
چرخش دندهها
cogs of industry
دندههای صنعت
cogs and gears
دندهها و چرخدندهها
cogs of time
دندههای زمان
rusty cogs
دندههای زنگزدگی
smooth cogs
دندههای صاف
cogs of change
دندههای تغییر
cogs of progress
دندههای پیشرفت
the cogs in the machine are turning smoothly.
چرخدندها در ماشین بهخوبی در حال حرکت هستند.
she felt like a small cog in a large organization.
او احساس میکرد مثل یک چرخدنده کوچک در یک سازمان بزرگ است.
the cogs of progress are often slow to move.
چرخدندههای پیشرفت اغلب به کندی حرکت میکنند.
he is the missing cog in our project team.
او چرخدنده گمشده در تیم پروژه ماست.
the factory relies on cogs to function efficiently.
کارخانه برای عملکرد کارآمد به چرخدندهها متکی است.
sometimes, you need to grease the cogs of your mind.
گاهی اوقات، شما باید چرخدندههای ذهن خود را روغن کاری کنید.
the cogs of the clock are intricately designed.
چرخدندههای ساعت به طور پیچیدهای طراحی شدهاند.
every cog plays a vital role in the system.
هر چرخدنده نقش حیاتی در سیستم ایفا میکند.
he fixed the cogs to make the device work again.
او چرخدندهها را تعمیر کرد تا دستگاه دوباره کار کند.
the cogs of history keep turning, regardless of our actions.
چرخدندههای تاریخ همچنان در حال حرکت هستند، صرف نظر از اقدامات ما.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید