system components
قطعات سیستم
key components
قطعات کلیدی
component parts
قطعات اجزا
components included
قطعات گنجانده شده
components failed
قطعات خراب شده
components listed
قطعات لیست شده
component design
طراحی اجزا
component cost
هزینه اجزا
components used
قطعات مورد استفاده
component testing
آزمایش اجزا
the new computer's components are high-quality and reliable.
قطعات کامپیوتر جدید با کیفیت و قابل اعتماد هستند.
we need to analyze the system's components to identify the problem.
ما باید قطعات سیستم را برای شناسایی مشکل تجزیه و تحلیل کنیم.
the car's engine components require regular maintenance.
قطعات موتور خودرو نیاز به نگهداری منظم دارند.
careful selection of components is crucial for project success.
انتخاب دقیق قطعات برای موفقیت پروژه بسیار مهم است.
the electronic components were damaged during the storm.
قطعات الکترونیکی در طول طوفان آسیب دیدند.
we sourced the components from a reputable supplier.
ما قطعات را از یک تامین کننده معتبر تهیه کردیم.
the circuit board contains numerous tiny components.
برد مدار حاوی قطعات کوچک متعددی است.
replacing faulty components can extend the product's lifespan.
تعویض قطعات معیوب می تواند طول عمر محصول را افزایش دهد.
the design incorporates modular components for easy upgrades.
طراحی شامل قطعات ماژولار برای ارتقاء آسان است.
we are testing the performance of each individual component.
ما عملکرد هر قطعه جداگانه را آزمایش می کنیم.
the software's components work together seamlessly.
اجزای نرم افزار به طور یکپارچه با هم کار می کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید