commends

[ایالات متحده]/kəˈmɛndz/
[بریتانیا]/kəˈmɛndz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به کسی یا چیزی توصیه کردن یا ستایش کردن؛ به کسی یا چیزی سپردن به مراقبت دیگری؛ در توافق یا تأیید بودن

عبارات و ترکیب‌ها

commends for effort

تقدیر برای تلاش

commends for service

تقدیر برای خدمت

commends for achievement

تقدیر برای دستاورد

commends for leadership

تقدیر برای رهبری

commends for dedication

تقدیر برای تعهد

commends for excellence

تقدیر برای برتری

commends for creativity

تقدیر برای خلاقیت

commends for teamwork

تقدیر برای کار گروهی

commends for innovation

تقدیر برای نوآوری

commends for performance

تقدیر برای عملکرد

جملات نمونه

the teacher commends the students for their hard work.

معلم از تلاش زیاد دانش‌آموزان قدردانی می‌کند.

the manager commends the team for meeting the deadline.

مدیر از تیم برای رعایت مهلت مقرر قدردانی می‌کند.

she always commends her friends for their achievements.

او همیشه از دوستانش برای دستاوردهایشان قدردانی می‌کند.

the coach commends the players for their teamwork.

مربی از بازیکنان برای کار گروهی‌شان قدردانی می‌کند.

the reviewer commends the book for its engaging narrative.

منتقد کتاب را به خاطر روایت جذابش تحسین می‌کند.

the principal commends the staff for their dedication.

مدیر مدرسه از تعهد کارکنان قدردانی می‌کند.

he commends his colleague for her innovative ideas.

او از همکارش برای ایده‌های نوآورانه اش قدردانی می‌کند.

the audience commends the actor for his performance.

تماشاگران از بازیگر برای اجرايش قدردانی می‌کنند.

the organization commends volunteers for their service.

سازمان از داوطلبان برای خدماتشان قدردانی می‌کند.

she commends her parents for their support.

او از والدینش برای حمایتشان قدردانی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید