conclusions

[ایالات متحده]/kənˈkluːʒənz/
[بریتانیا]/kənˈkluʒənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پایان یا اتمام یک رویداد، فرایند یا متن

عبارات و ترکیب‌ها

draw conclusions

نتیجه‌گیری کردن

reach conclusions

نتیجه‌گیری کردن

make conclusions

نتیجه‌گیری کردن

form conclusions

نتیجه‌گیری کردن

state conclusions

بیان کردن نتیجه‌گیری‌ها

support conclusions

حمایت از نتیجه‌گیری‌ها

analyze conclusions

تجزیه و تحلیل نتیجه‌گیری‌ها

present conclusions

ارائه نتیجه‌گیری‌ها

validate conclusions

اعتبارسنجی نتیجه‌گیری‌ها

question conclusions

به چالش کشیدن نتیجه‌گیری‌ها

جملات نمونه

the scientist reached several important conclusions from the experiment.

دانشمند به استناد آزمایش، چندین نتیجه مهم را به دست آورد.

based on the data, we can draw different conclusions.

بر اساس داده ها، می توانیم به نتایج متفاوتی برسیم.

her conclusions were supported by extensive research.

نتیجه گیری های او توسط تحقیقات گسترده ای پشتیبانی شد.

we need to discuss the conclusions of the meeting.

ما باید در مورد نتایج جلسه بحث کنیم.

his conclusions were surprising to everyone in the team.

نتیجه گیری های او برای همه اعضای تیم غیرمنتظره بود.

they presented their conclusions at the conference.

آنها نتایج خود را در کنفرانس ارائه کردند.

the conclusions drawn from the survey were enlightening.

نتیجه گیری هایی که از نظرسنجی به دست آمد روشنگر بود.

we should revisit our conclusions after further analysis.

ما باید پس از تجزیه و تحلیل بیشتر، نتایج خود را دوباره بررسی کنیم.

his conclusions are often based on solid evidence.

نتیجه گیری های او اغلب بر اساس شواهد قوی استوار است.

the conclusions of the study will influence future policies.

نتیجه گیری های مطالعه بر سیاست های آینده تأثیر خواهد گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید