conserved

[ایالات متحده]/kənˈsɜːvd/
[بریتانیا]/kənˈsɜːrvd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. محافظه کار
v. محافظت کردن; حفظ کردن; نگه داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

conserved area

منطقه حفاظت‌شده

جملات نمونه

Energy can be conserved through proper insulation in buildings.

می‌توان با عایق‌بندی مناسب در ساختمان‌ها، انرژی را حفظ کرد.

Water should be conserved during times of drought.

در زمان خشکسالی باید آب را حفظ کرد.

Endangered species need to be conserved to prevent extinction.

برای جلوگیری از انقراض، گونه‌های در معرض خطر باید حفظ شوند.

Natural habitats must be conserved to protect biodiversity.

برای حفظ تنوع زیستی، زیستگاه‌های طبیعی باید حفظ شوند.

Historical buildings are conserved to preserve cultural heritage.

برای حفظ میراث فرهنگی، ساختمان‌های تاریخی حفظ می‌شوند.

Resources should be conserved for future generations.

منابع باید برای نسل‌های آینده حفظ شوند.

Wildlife sanctuaries are established to conserve endangered species.

برای حفظ گونه‌های در معرض خطر، مناطق حفاظت‌شده حیات وحش ایجاد می‌شوند.

Forests are conserved to maintain ecological balance.

برای حفظ تعادل اکولوژیکی، جنگل‌ها حفظ می‌شوند.

Cultural traditions are conserved to pass down to future generations.

برای انتقال به نسل‌های آینده، سنت‌های فرهنگی حفظ می‌شوند.

Efforts are being made to conserve water resources worldwide.

تلاش‌هایی برای حفظ منابع آب در سراسر جهان انجام می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید