consulate

[ایالات متحده]/ˈkɒnsjələt/
[بریتانیا]/ˈkɑːnsələt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کنسولگری

عبارات و ترکیب‌ها

consulate office

دفتر کنسولگری

consulate services

خدمات کنسولگری

consulate appointment

قرار ملاقات کنسولگری

consulate visa

ویزا کنسولگری

consulate passport

گذرنامه کنسولگری

consulate emergency contact

تماس اضطراری کنسولگری

consulate general

کنسولگری کل

جملات نمونه

The Spanish consulate is the large white building opposite the bank.

کنسولگری اسپانیا ساختمان بزرگ سفیدرنگی در مقابل بانک است.

I need to renew my passport at the consulate.

من نیاز دارم گذرنامه‌ام را در کنسولگری تمدید کنم.

The consulate provides assistance to citizens living abroad.

کنسولگری به شهروندان مقیم خارج از کشور کمک می‌کند.

She went to the consulate to apply for a visa.

او برای درخواست ویزا به کنسولگری رفت.

The consulate issued a travel warning for the region.

کنسولگری هشداری در مورد سفر به منطقه منتشر کرد.

The consulate is closed on weekends.

کنسولگری در آخر هفته‌ها تعطیل است.

The consulate offers notary services for legal documents.

کنسولگری خدمات دفتر اسناد رسمی را برای اسناد قانونی ارائه می‌دهد.

He contacted the consulate for emergency assistance.

او برای دریافت کمک‌های اورژانسی با کنسولگری تماس گرفت.

The consulate staff are trained to handle various situations.

کارمندان کنسولگری برای رسیدگی به موقعیت‌های مختلف آموزش دیده‌اند.

The consulate building is located in the city center.

ساختمان کنسولگری در مرکز شهر واقع شده است.

Citizens can register with the consulate for safety alerts.

شهروندان می‌توانند برای دریافت هشدارهای ایمنی در کنسولگری ثبت‌نام کنند.

نمونه‌های واقعی

They've already released contradictory information; they said that he had left the consulate.

آنها قبلاً اطلاعات متناقضی منتشر کرده‌اند؛ آنها گفتند که او کنسولگری را ترک کرده است.

منبع: VOA Daily Standard October 2018 Collection

That was the day when he walked into Saudi Arabia's consulate in Istanbul.

آن روزی بود که او وارد کنسولگری عربستان سعودی در استانبول شد.

منبع: VOA Special October 2018 Collection

The US closed its consulate in Jerusalem, folding it into the US Embassy there.

ایالات متحده کنسولگری خود را در اورشلیم بست و آن را در سفارت ایالات متحده ادغام کرد.

منبع: AP Listening Collection March 2019

Secretary of State Antony Blinken has pledged to reopen the consulate.

وزیر امور خارجه آنتونی بلینکن قول داده است که کنسولگری را دوباره باز کند.

منبع: VOA Daily Standard November 2021 Collection

I mean, Abbas will repeat demands to reopen the U.S. consulate in Jerusalem for Palestinians.

منظورم این است که اباس خواستار بازگشایی کنسولگری ایالات متحده در اورشلیم برای فلسطینی‌ها خواهد شد.

منبع: NPR News February 2023 Collection

He contacted the Soviet consulate in Washington and said, you know, I'm a CIA officer.

او با کنسولگری شوروی در واشنگتن تماس گرفت و گفت، می‌دانید، من افسر سیا هستم.

منبع: CNN Listening Compilation August 2013

Militias in Libya have stormed the American consulate in Benghazi, the country's second largest city.

گروه‌های شبه نظامی در لیبی کنسولگری آمریکا را در بنغازی، دومین شهر بزرگ کشور، مورد حمله قرار دادند.

منبع: BBC Listening September 2012 Collection

This video was shot inside the consulate afterward.

این ویدیو بعداً در داخل کنسولگری فیلمبرداری شد.

منبع: CNN Listening September 2013 Collection

I can't go back to the consulate.

من نمی‌توانم به کنسولگری برگردم.

منبع: TV series Person of Interest Season 2

They say he was strangled immediately after he entered the Saudi consulate in Istanbul four weeks ago.

آنها می‌گویند او بلافاصله پس از ورود به کنسولگری سعودی در استانبول چهار هفته پیش خفه شد.

منبع: BBC World Headlines

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید