content

[ایالات متحده]/ˈkɒntent/
[بریتانیا]/ˈkɑːntent/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماده یا موادی که درون چیزی وجود دارد؛ مقدار فضایی که یک ماده یا ظرف می‌تواند در خود جای دهد؛ احساس رضایت
adj. احساس رضایت یا خوشنودی
vt. راضی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

relevant content

محتوای مرتبط

main content

محتوای اصلی

water content

محتوای آب

moisture content

محتوای رطوبت

content with

محتوا با

protein content

محتوای پروتئین

carbon content

درصد کربن

oxygen content

محتوای اکسیژن

sulfur content

محتوای گوگرد

oil content

محتوای روغن

sugar content

محتوای قند

solid content

محتوای جامد

content analysis

تجزیه و تحلیل محتوا

acid content

درصد اسیدیته

information content

محتوای اطلاعاتی

nitrogen content

محتوای نیتروژن

chlorophyll content

مقدار کلروفیل

ash content

درصد خاکستر

technology content

محتوای فناوری

gas content

محتوای گاز

content management

مدیریت محتوا

جملات نمونه

the contents of the intestine.

محتویات روده

the scientific content is sound.

محتوای علمی معتبر است.

unity of content and form

وحدت محتوا و فرم

the caloric content of foods.

مقدار کالری غذاها

He is content with such a small success.

او با چنین موفقیت کوچکی راضی است.

She is content with very little.

او با خیلی چیزها راضی است.

They are not merely content to fill the stomach.

آنها صرفاً راضی نیستند که فقط معده را پر کنند.

he had to be content with third place.

او باید با کسب مقام سوم راضی بود.

the lyrical content of his songs.

محتوای غنایی آهنگ های او.

the projective contents of wish fantasies.

محتوای محتوای تخیلی فانتزی های آرزو.

the content of her statement did not register.

محتوای اظهارات او ثبت نشد.

the content of the programme should follow a logical sequence.

محتوای برنامه باید از یک دنباله منطقی پیروی کند.

That dog is a contented lot.

آن سگ یک گروه راضی است.

I am well content to remain here.

من خوشحال هستم که اینجا بمانم.

Nothing will ever content him.

هیچ چیز هرگز او را راضی نخواهد کرد.

The feature in this movie is the content very funny and drolly.

ویژگی این فیلم محتوایی است که بسیار خنده دار و مضحک است.

Objective: To determine the contents of oxamyl by HPLC.

هدف: تعیین محتوای اکزامیل با استفاده از HPLC.

نمونه‌های واقعی

I pack the desk contents into a box.

من محتویات داخل میز را در یک جعبه بسته‌بندی می‌کنم.

منبع: New Horizons College English Third Edition Reading and Writing Course (Volume 1)

The Forbidden City shines for its historical content.

شهر ممنوعه به دلیل محتوای تاریخی خود می‌درخشد.

منبع: Celebrating a Century of Glory

Well any language is high frequency content.

خب، هر زبانی محتوای پر تکرار است.

منبع: How to learn any language in six months? (Audio version)

He's just creating - - Lighthearted social distancing content.

او فقط در حال ایجاد محتوای سرگرم‌کننده و حفظ فاصله اجتماعی است.

منبع: CNN 10 Student English May 2020 Collection

I dump the contents onto the floor.

من محتوا را روی زمین می‌ریزم.

منبع: New Horizons College English Third Edition Reading and Writing Course (Volume 1)

Do you want to insure the contents, sir?

آیا می‌خواهید محتوا را بیمه کنید، آقا؟

منبع: American Tourist English Conversations

Catherine continued drinking tea to her heart's content.

کاترین به میزان دلخواه خود چای نوشید.

منبع: Listening Digest

Examining the contents of that man's stomach.

بررسی محتویات معده آن مرد.

منبع: The Legend of Merlin

Or content, content is something that just makes you feel okay.

یا محتوا، محتوا چیزی است که فقط باعث می‌شود احساس خوبی داشته باشید.

منبع: Engvid Super Teacher Selection

Make sure people can easily find your contents.

مطمئن شوید که مردم به راحتی می‌توانند محتوای شما را پیدا کنند.

منبع: Specialist to Bachelor's Degree Reading Exam Questions

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید