She faced her fears courageously.
او با شجاعت با ترسهای خود روبرو شد.
He tackled the difficult task courageously.
او با شجاعت به انجام کار دشوار پرداخت.
The firefighter rushed into the burning building courageously.
آتشنشان با شجاعت وارد ساختمان در حال سوختن شد.
They fought for their rights courageously.
آنها با شجاعت برای حقوق خود مبارزه کردند.
The soldier bravely and courageously defended his country.
سرباز با شجاعت و دلاوری از کشورش دفاع کرد.
She spoke up courageously against injustice.
او با شجاعت در برابر بیعدالتی صحبت کرد.
The mountaineer climbed the treacherous peak courageously.
کوهنورد با شجاعت قله خطرناک را فتح کرد.
Despite the risks, he pursued his dreams courageously.
با وجود خطرات، او با شجاعت به دنبال رویاهای خود رفت.
The team faced the fierce competition courageously.
تیم با شجاعت با رقابت شدید روبرو شد.
She courageously stood up for what she believed in.
او با شجاعت برای آنچه به آن اعتقاد داشت ایستاد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید