denigrated remarks
اظهارات تحقیرآمیز
denigrated opinions
نظرات تحقیرآمیز
denigrated reputation
حیثیت تحقیرآمیز
denigrated character
شخصیت تحقیرآمیز
denigrated status
وضعیت تحقیرآمیز
denigrated achievements
دستاوردهای تحقیرآمیز
denigrated beliefs
باورهای تحقیرآمیز
denigrated efforts
تلاشهای تحقیرآمیز
denigrated talents
مهارتهای تحقیرآمیز
denigrated work
کار تحقیرآمیز
she felt denigrated by the harsh criticism of her work.
او احساس میکرد که به دلیل انتقادات شدید نسبت به کارش تحقیر شده است.
his achievements were often denigrated by his peers.
دستاوردهای او اغلب توسط همسالانش تحقیر میشد.
it's unfair to denigrate someone based on their background.
تبلیغ کسی بر اساس پیشینه اش غیر منصفانه است.
she was denigrated for her unconventional ideas.
او به دلیل ایدههای غیرمتعارفش تحقیر شد.
they denigrated his contribution to the project.
آنها سهم او در پروژه را تحقیر کردند.
he was tired of being denigrated in the media.
او از اینکه در رسانه ها تحقیر می شد خسته شده بود.
many felt that the politician had denigrated their values.
بسیاری احساس کردند که سیاستمدار ارزش های آنها را تحقیر کرده است.
it's important to address the denigrated opinions of the community.
مهم است که به نظرات تحقیر شده جامعه رسیدگی شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید