vilified

[ایالات متحده]/ˈvɪlɪfaɪd/
[بریتانیا]/ˈvɪlɪfaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته vilify

عبارات و ترکیب‌ها

vilified by critics

به شدت مورد انتقاد قرار گرفت

vilified in media

در رسانه ها مورد انتقاد قرار گرفت

vilified for actions

به دلیل اقدامات مورد انتقاد قرار گرفت

vilified as villain

به عنوان یک شرور مورد انتقاد قرار گرفت

vilified by public

توسط مردم مورد انتقاد قرار گرفت

vilified without reason

بدون دلیل مورد انتقاد قرار گرفت

vilified in court

در دادگاه مورد انتقاد قرار گرفت

vilified for beliefs

به دلیل باورها مورد انتقاد قرار گرفت

vilified by society

توسط جامعه مورد انتقاد قرار گرفت

vilified over time

در طول زمان مورد انتقاد قرار گرفت

جملات نمونه

she felt vilified after the public criticism.

او احساس کرد که پس از انتقادات علنی مورد تحقیر قرار گرفته است.

many celebrities are vilified by the media.

بسیاری از مشاهیر توسط رسانه ها مورد تحقیر قرار می گیرند.

he was vilified for his controversial opinions.

او به دلیل نظرات جنجالی اش مورد تحقیر قرار گرفت.

they vilified the politician during the campaign.

آنها در طول کمپین سیاستمدار را مورد تحقیر قرار دادند.

she was unfairly vilified by her peers.

او به طور ناعادلانه توسط همسالانش مورد تحقیر قرار گرفت.

his actions were vilified by the community.

اقدامات او توسط جامعه مورد تحقیر قرار گرفت.

the artist was vilified for his provocative work.

هنرمند به دلیل آثار تحریک آمیزش مورد تحقیر قرار گرفت.

they vilified her for standing up for her beliefs.

آنها او را به دلیل دفاع از باورهایش مورد تحقیر قرار دادند.

he felt vilified after the online backlash.

او احساس کرد که پس از واکنش منفی آنلاین مورد تحقیر قرار گرفته است.

vilified by critics, he remained steadfast in his views.

مورد تحقیر منتقدان، او در عقاید خود استوار باقی ماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید