descent

[ایالات متحده]/dɪˈsent/
[بریتانیا]/dɪˈsent/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. حذف بو.
n. حرکت به سمت پایین؛ نسل

عبارات و ترکیب‌ها

line of descent

ریشه خانوادگی

ancestral descent

تبار اجدادی

gradual descent

نزول تدریجی

royal descent

ریشه سلطنتی

gradient descent

نزول گرادیان

descent method

روش نزول

chinese descent

ریشه چینی

steepest descent method

روش نزول تندترین

جملات نمونه

She is of Italian descent.

او از نژاد ایتالیایی است.

The airplane began its descent towards the airport.

هواپیما شروع به فرود به سمت فرودگاه کرد.

He comes from a noble descent.

او از خانواده‌ای اصیل است.

The descent into madness was gradual.

فرود تدریجی به جنون بود.

The descent of the mountain was treacherous.

فرود از کوه خطرناک بود.

She traced her family's descent back to the 18th century.

او ریشه‌های خانوادگی خود را تا قرن هجدهم ردیابی کرد.

The descent of the sun marked the end of the day.

غروب خورشید نشان دهنده پایان روز بود.

He made a descent into the cave to explore its depths.

او برای کاوش در اعماق آن وارد غار شد.

The descent of the elevator was smooth and quick.

فرود آسانسور روان و سریع بود.

Her descent from the throne was unexpected.

فرود او از تاج و تخت غیرمنتظره بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید