line of descent
ریشه خانوادگی
ancestral descent
تبار اجدادی
gradual descent
نزول تدریجی
royal descent
ریشه سلطنتی
gradient descent
نزول گرادیان
descent method
روش نزول
chinese descent
ریشه چینی
steepest descent method
روش نزول تندترین
She is of Italian descent.
او از نژاد ایتالیایی است.
The airplane began its descent towards the airport.
هواپیما شروع به فرود به سمت فرودگاه کرد.
He comes from a noble descent.
او از خانوادهای اصیل است.
The descent into madness was gradual.
فرود تدریجی به جنون بود.
The descent of the mountain was treacherous.
فرود از کوه خطرناک بود.
She traced her family's descent back to the 18th century.
او ریشههای خانوادگی خود را تا قرن هجدهم ردیابی کرد.
The descent of the sun marked the end of the day.
غروب خورشید نشان دهنده پایان روز بود.
He made a descent into the cave to explore its depths.
او برای کاوش در اعماق آن وارد غار شد.
The descent of the elevator was smooth and quick.
فرود آسانسور روان و سریع بود.
Her descent from the throne was unexpected.
فرود او از تاج و تخت غیرمنتظره بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید