rise

[ایالات متحده]/raɪz/
[بریتانیا]/raɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. بالا رفتن، صعود کردن؛ بالاتر رفتن، افزایش یافتن
n. عمل بالا رفتن، صعود؛ افزایش، رشد.

عبارات و ترکیب‌ها

on the rise

در حال افزایش

give rise to

ایجاد کردن

temperature rise

افزایش دما

rise up

ظهور کردن

rise from

ظهور از

rise above

بالا رفتن

rise in value

افزایش ارزش

rise again

دوباره سر بلند شو

rise by

افزایش با

high rise

بلند مرتبه

sharp rise

افزایش شدید

pay rise

افزایش حقوق

rise against

مقابله با

rise time

زمان افزایش

pressure rise

افزایش فشار

high rise building

ساختمان بلند مرتبه

rise in temperature

افزایش دما

get a rise

ایجاد واکنش

جملات نمونه

the rise of a river.

ظهور یک رودخانه

the rise of nonfamily households.

ظهور خانوارهای غیرخانوادگی

the steep rise in unemployment.

افزایش شدید بیکاری

a meteoric rise to fame.

ظهور سریع و درخشان به شهرت

the rise and fall of the tide

جزر و مد

a steep rise in salaries.

افزایش شدید حقوق و دستمزدها

the rise of the Roman Empire

ظهور امپراتوری روم

There was a steep rise in prices.

افزایش شدید قیمت‌ها وجود داشت.

the rise of hedonism

ظهور هدویسم

He was wont to rise early.

او عادت داشت که زود بیدار شود.

a row of high-rise apartments.

یک ردیف آپارتمان‌های بلند

a high-rise apartment building.

یک ساختمان آپارتمانی بلند

a low-rise apartment house.

یک ساختمان آپارتمانی کم ارتفاع

a mid-rise office building.

ساختمان اداری میانه ارتفاع

give rise to much controversy

ایجاد بحث و جدل زیاد

rise above the ordinary level

بالاتر از سطح معمولی بروید

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید