drew

[ایالات متحده]/druː/
[بریتانیا]/dru/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ترسیم شده; طراحی شده; کشیده شده (زمان گذشته draw)

عبارات و ترکیب‌ها

drew a picture

کشیدن یک نقاشی

drew a conclusion

نتیغه گیری کرد

drew attention

جلب توجه کرد

drew a crowd

مجمعیتی را جذب کرد

drew a line

خطی کشید

draw lessons from

درس گرفتن از

draw up

تهیه کردن

draw on

بهره گرفتن از

draw a conclusion

نتیجه‌گیری کنید

draw out

بیرون کشیدن

draw in

جذب کردن

draw the conclusion

نتیجه‌گیری را انجام دهید

draw attention

جلب توجه کردن

draw from

الهام گرفتن از

draw near

نزدیک شوید

lucky draw

قرعه کشی

draw a picture

کشیدن یک تصویر

draw upon

بهره گرفتن از

draw back

پس گرفتن

draw a line

کشیدن خط

draw nigh

نزدیک شدن

draw against

مقابله با

draw together

با هم جمع شدن

draw bead

مهره کشیده شده

draw down

کاهش دادن

جملات نمونه

the search drew a blank.

جستجو نتیجه‌ای نداشت.

he drew a map.

او نقشه‌ای کشید.

the train drew in to the station.

قطار وارد ایستگاه شد.

The car drew near.

ماشین نزدیک شد.

The train drew out.

قطار از ایستگاه خارج شد.

she drew a quick breath.

او یک نفس سریع کشید.

the afternoon drew to a close .

بعد از ظهر به پایان رسید.

the campaign drew to a close .

کمپین به پایان رسید.

she drew the line at prostitution.

او خط را در مورد روسری تعیین کرد.

drew the face with heavy lines.

چهره را با خطوط ضخیم کشید.

the coach drew to a jerky halt.

مربی با یک توقف ناگهانی متوقف شد.

a man drew a bow at a venture.

مردی با شانس یک کمان کشید.

They drew towards that village.

آنها به سمت آن روستا جذب شدند.

The bus drew in.

اتوبوس وارد شد.

She drew a picture of me.

او یک عکس از من کشید.

He drew some pictures.

او چند عکس کشید.

The airplane drew the enemy's fire.

هواپیما آتش دشمن را به خود جذب کرد.

In this match he drew away.

در این مسابقه او عقب نشینی کرد.

He drew back the curtain.

او پرده را کنار زد.

نمونه‌های واقعی

Right here, right now is where we draw the line.

اینجا، همین حالا جایی است که خط قرمز را ترسیم می‌کنیم.

منبع: United Nations Youth Speech

Draw? I don't know how to draw.

تصویر بکش؟ نمی‌دانم چطور باید تصویر کشید.

منبع: The original soundtrack of "The Little Prince" animated movie.

All the other kids drew kittens and rainbows.

همه بچه‌های دیگر، بچه گربه و رنگین کمان کشیدند.

منبع: Desperate Housewives Season 5

From his manner, we drew the inference that he was satisfied.

از رفتار او نتیجه گرفتیم که او راضی است.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

The wedding drew celebrities from across the nation and increased his own celebrity.

عروسی مشاهیر را از سراسر کشور به خود جذب کرد و شهرت او را افزایش داد.

منبع: Special English Slow English

The decree drew immediate and widespread condemnation.

این فرمان، محکومیت فوری و گسترده را به همراه داشت.

منبع: NPR News March 2021 Compilation

Question 18. What conclusion can we draw from what Casey says?

سوال ۱۸. چه نتیجه‌ای می‌توانیم از گفته‌های کیسی بگیریم؟

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

And then.. And then I drew a little smiley face.

و بعد... و بعد یک ایموجی خندان کوچک کشیدم.

منبع: Friends Season 7

The weather worsened steadily as the first Quidditch match drew nearer.

هوا به طور پیوسته بدتر می‌شد زیرا مسابقه کویدیچ اول نزدیک‌تر می‌شد.

منبع: Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

He even showed me charcoal drawings that he drew of me.

حتی طرح‌های زغاری را نشانم داد که از من کشیده بود.

منبع: Friends Season 3

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید