eagerness

[ایالات متحده]/'i:ɡənis/
[بریتانیا]/ ˈiɡɚnɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تمایل قوی؛ اشتیاق؛ علاقه.

جملات نمونه

the swift burst of curiosity and eagerness flickered out. .

ناگهان کنجکاوی و اشتیاق خاموش شد.

His hands trembled with eagerness as he opened the letter.

دست‌هایش با اشتیاق می‌لرزید وقتی نامه را باز کرد.

His eagerness will not avail against the fitness and skill of his opponent.

اشتیاق او در برابر آمادگی و مهارت حریفش مؤثر نخواهد بود.

show eagerness to learn

نشان دادن اشتیاق به یادگیری

نمونه‌های واقعی

There was no eagerness in her voice, however.

با این حال، هیچ اشتیاقی در صدای او وجود نداشت.

منبع: The Sign of the Four

“But I think it's the eagerness that I want to finish in the points.”

«اما فکر می‌کنم این اشتیاق است که می‌خواهم آن را در امتیازها به پایان برسانم.»

منبع: Intermediate English short passage

He waited, looking at me with suppressed eagerness.

او منتظر ماند و با اشتیاقی سرکوب شده به من نگاه کرد.

منبع: The Great Gatsby (Original Version)

A change had come over the old man. He now seemed all eagerness; his eyes glowed.

تغییری در آن مرد پیر رخ داده بود. او اکنون کاملاً مشتاق به نظر می‌رسید؛ چشمانش می‌درخشید.

منبع: VOA Special August 2019 Collection

It was charming to be welcomed with so much eagerness.

بسیار دلپذیر بود که با چنین اشتیاقی مورد استقبال قرار گرفت.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

Was he planning to follow up the interview with another letter indicating his eagerness to join us?

آیا او قصد داشت مصاحبه را با نامه‌ای دیگر که نشان دهنده اشتیاق او برای پیوستن به ما بود، پیگیری کند؟

منبع: New Version of University English Comprehensive Course 4

I picked up the pace, my eagerness growing with every step.

من سرعت را افزایش دادم، اشتیاقم با هر قدم بیشتر می‌شد.

منبع: Twilight: Eclipse

Now, in his sheer eagerness to win, he had hit it too hard.

حالا، در اشتیاق محض او برای برنده شدن، او آن را بیش از حد زد.

منبع: The Economist - Comprehensive

They did better work, out of both fear and an eagerness to please.

آنها بهتر کار کردند، هم از ترس و هم از اشتیاق برای خرسندی.

منبع: Steve Jobs Biography

Anita smiles a surprised little smile and nods with equally mixed eagerness and confusion.

آنیتا لبخند کوچکی زد و با ترکیبی از اشتیاق و سردرگمی سر تکان داد.

منبع: A man named Ove decides to die.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید