eager

[ایالات متحده]/ˈiːɡə(r)/
[بریتانیا]/ˈiːɡər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پرشور، مشتاق.

عبارات و ترکیب‌ها

eager beaver

بیزون مشتاق

eagerly anticipate

با اشتیاق منتظر بودن

eager to learn

مشتاق به یادگیری

eager for success

اشتیاق به موفقیت

eager for

اشتیاق برای

جملات نمونه

with an eager expression

با حالتی مشتاق

the man was eager to please.

مرد مشتاق به خرسندی بود.

The boy was eager for success.

پسر برای موفقیت مشتاق بود.

He is eager to travel.

او مشتاق سفر است.

They are eager to stabilize currencies.

آنها مشتاق به تثبیت ارزها هستند.

there are many people eager to adopt a baby.

افراد زیادی مشتاق به فرزندی هستند.

the housekeeper's eager anxiety to please.

اضطراب مشتاقانه متصدی خانه برای خرسندی.

young intellectuals eager for knowledge.

دانشجویان جوان مشتاق دانش.

their eager embrace of foreign influences.

آغوش مشتاقانه آنها نسبت به تأثیرات خارجی.

Meredith flung him an eager glance.

مریدیث نگاه مشتاقانه ای به او انداخت.

she was quiet and eager to please.

او آرام و مشتاق به خرسندی بود.

be eager about one's progress

در مورد پیشرفت خود مشتاق باشید.

I am eager to do it.

من مشتاق انجام آن هستم.

He was eager to see her.

او مشتاق دیدن او بود.

eager to be up and about again

مشتاق به این که دوباره بلند شود و به فعالیت بپردازد.

He was eager after knowledge.

او پس از دانش مشتاق بود.

The child is eager to have the candy.

کودک مشتاق به داشتن آبنبات است.

He is always eager to win.

او همیشه مشتاق پیروزی است.

He is becoming eager to study.

او مشتاق به تحصیل است.

نمونه‌های واقعی

Okay, but not yet. I don't wanna seem too eager.

باشه، اما هنوز نه. نمیخوام خیلی مشتاق به نظر برسم.

منبع: Friends Season 1 (Edited Version)

They were all eager to proceed.

همه مشتاق به ادامه دادن بودند.

منبع: VOA Standard August 2015 Collection

Simps are overly eager to amuse and entertain their crush.

سیمپ‌ها بیش از حد مشتاق به سرگرمی و خوشحال کردن عشق خود هستند.

منبع: Psychology Mini Class

Because I am very eager to stay, my Lord. Very eager, indeed.

چون من خیلی مشتاقم که اینجا بمونم، آقای من. خیلی مشتاقم، در واقع.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 1

Every one of them eager to make the most of the short breeding season.

همه آنها مشتاق بودند تا از فصل کوتاه تولید مثل نهایت استفاده را ببرند.

منبع: BBC documentary "Our Planet"

But was not she herself just as eager to go?

اما آیا او هم به اندازه کافی مشتاق به رفتن نبود؟

منبع: American Elementary School English 5

I left the well-house eager to learn.

من با اشتیاق برای یادگیری از خانه چاه خارج شدم.

منبع: My life

She says people are eager to contribute.

او می گوید مردم مشتاق کمک هستند.

منبع: VOA Standard English_Americas

Most of those reports were a nightmare—grotesque, circumstantial, eager and untrue.

اکثر آن گزارش‌ها یک کابوس بودند - ترسناک، غیرمستند، مشتاق و نادرست.

منبع: The Great Gatsby (Original Version)

What is the woman eager to know?

زن چه چیزی را مشتاق دانستن است؟

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید