earmarked

[ایالات متحده]/ˈɪə.mɑːkt/
[بریتانیا]/ˈɪr.mɑːrkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای یک هدف خاص مشخص کردن

عبارات و ترکیب‌ها

earmarked funds

بودجه تعیین شده

earmarked budget

بودجه تعیین شده

earmarked projects

پروژه‌های تعیین شده

earmarked resources

منابع تعیین شده

earmarked donations

اهداهای تعیین شده

earmarked time

زمان تعیین شده

earmarked expenses

هزینه‌های تعیین شده

earmarked assets

دارایی‌های تعیین شده

earmarked initiatives

ابتکارات تعیین شده

earmarked funding

تامین مالی تعیین شده

جملات نمونه

the funds were earmarked for educational programs.

بودجه‌ها برای برنامه‌های آموزشی در نظر گرفته شده بودند.

she has earmarked a portion of her savings for travel.

او بخشی از پس انداز خود را برای سفر در نظر گرفته است.

the government has earmarked resources to combat climate change.

دولت منابعی را برای مقابله با تغییرات آب و هوایی در نظر گرفته است.

these lands are earmarked for conservation efforts.

این زمین‌ها برای تلاش‌های حفاظتی در نظر گرفته شده‌اند.

the committee earmarked funds for community development.

کمیته بودجه‌ای را برای توسعه جامعه در نظر گرفت.

he earmarked his bonus for a new car.

او پاداش خود را برای یک ماشین جدید در نظر گرفت.

the project has been earmarked for next year's budget.

این پروژه برای بودجه سال آینده در نظر گرفته شده است.

she earmarked her time for volunteer work.

او زمانی را برای کار داوطلبانه در نظر گرفت.

funds were earmarked specifically for disaster relief.

بودجه‌ها به طور خاص برای امداد رسانان در نظر گرفته شده بودند.

they have earmarked several initiatives for improvement.

آنها چندین طرح را برای بهبود در نظر گرفته‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید