earmarked funds
بودجه تعیین شده
earmarked budget
بودجه تعیین شده
earmarked projects
پروژههای تعیین شده
earmarked resources
منابع تعیین شده
earmarked donations
اهداهای تعیین شده
earmarked time
زمان تعیین شده
earmarked expenses
هزینههای تعیین شده
earmarked assets
داراییهای تعیین شده
earmarked initiatives
ابتکارات تعیین شده
earmarked funding
تامین مالی تعیین شده
the funds were earmarked for educational programs.
بودجهها برای برنامههای آموزشی در نظر گرفته شده بودند.
she has earmarked a portion of her savings for travel.
او بخشی از پس انداز خود را برای سفر در نظر گرفته است.
the government has earmarked resources to combat climate change.
دولت منابعی را برای مقابله با تغییرات آب و هوایی در نظر گرفته است.
these lands are earmarked for conservation efforts.
این زمینها برای تلاشهای حفاظتی در نظر گرفته شدهاند.
the committee earmarked funds for community development.
کمیته بودجهای را برای توسعه جامعه در نظر گرفت.
he earmarked his bonus for a new car.
او پاداش خود را برای یک ماشین جدید در نظر گرفت.
the project has been earmarked for next year's budget.
این پروژه برای بودجه سال آینده در نظر گرفته شده است.
she earmarked her time for volunteer work.
او زمانی را برای کار داوطلبانه در نظر گرفت.
funds were earmarked specifically for disaster relief.
بودجهها به طور خاص برای امداد رسانان در نظر گرفته شده بودند.
they have earmarked several initiatives for improvement.
آنها چندین طرح را برای بهبود در نظر گرفتهاند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید