allocated budget
بودجه تخصیص یافته
allocated time
زمان تخصیص یافته
allocated resources
منابع تخصیص یافته
already allocated
قبلاً تخصیص داده شده
carefully allocated
به دقت تخصیص داده شده
being allocated
در حال تخصیص
allocated space
فضای تخصیص یافته
allocated funds
بودجههای تخصیص یافته
allocate funds
تخصیص بودجه
allocate time
تخصیص زمان
the company allocated a significant budget to research and development.
شرکت بودجه قابل توجهی را به تحقیق و توسعه اختصاص داد.
a portion of the land was allocated for the new park.
بخشی از زمین برای پارک جدید اختصاص داده شد.
time was allocated for questions and answers after the presentation.
برای پرسش و پاسخ بعد از ارائه، زمان اختصاص داده شد.
the government allocated funds to support small businesses.
دولت بودجهای را برای حمایت از کسب و کارهای کوچک اختصاص داد.
seating was allocated on a first-come, first-served basis.
صندلیها بر اساس اولویت و تقدم به افراد اختصاص داده میشد.
they allocated resources to address the urgent crisis.
آنها منابع را برای رسیدگی به بحران فوری اختصاص دادند.
a specific area was allocated for parking vehicles.
یک منطقه خاص برای پارک کردن وسایل نقلیه اختصاص داده شد.
the project team allocated tasks among its members.
گروه پروژه وظایف را بین اعضای خود تقسیم کرد.
a certain amount of time was allocated for each speaker.
میزان مشخصی از زمان به هر سخنران اختصاص داده شد.
the university allocated scholarships to deserving students.
دانشگاه بورسیههای تحصیلی را به دانشجویان شایسته اختصاص داد.
storage space was allocated on the server for the database.
فضای ذخیرهسازی در سرور برای پایگاه داده اختصاص داده شد.
allocated budget
بودجه تخصیص یافته
allocated time
زمان تخصیص یافته
allocated resources
منابع تخصیص یافته
already allocated
قبلاً تخصیص داده شده
carefully allocated
به دقت تخصیص داده شده
being allocated
در حال تخصیص
allocated space
فضای تخصیص یافته
allocated funds
بودجههای تخصیص یافته
allocate funds
تخصیص بودجه
allocate time
تخصیص زمان
the company allocated a significant budget to research and development.
شرکت بودجه قابل توجهی را به تحقیق و توسعه اختصاص داد.
a portion of the land was allocated for the new park.
بخشی از زمین برای پارک جدید اختصاص داده شد.
time was allocated for questions and answers after the presentation.
برای پرسش و پاسخ بعد از ارائه، زمان اختصاص داده شد.
the government allocated funds to support small businesses.
دولت بودجهای را برای حمایت از کسب و کارهای کوچک اختصاص داد.
seating was allocated on a first-come, first-served basis.
صندلیها بر اساس اولویت و تقدم به افراد اختصاص داده میشد.
they allocated resources to address the urgent crisis.
آنها منابع را برای رسیدگی به بحران فوری اختصاص دادند.
a specific area was allocated for parking vehicles.
یک منطقه خاص برای پارک کردن وسایل نقلیه اختصاص داده شد.
the project team allocated tasks among its members.
گروه پروژه وظایف را بین اعضای خود تقسیم کرد.
a certain amount of time was allocated for each speaker.
میزان مشخصی از زمان به هر سخنران اختصاص داده شد.
the university allocated scholarships to deserving students.
دانشگاه بورسیههای تحصیلی را به دانشجویان شایسته اختصاص داد.
storage space was allocated on the server for the database.
فضای ذخیرهسازی در سرور برای پایگاه داده اختصاص داده شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید