emanation

[ایالات متحده]/emə'neɪʃ(ə)n/
[بریتانیا]/ˌɛmə'neʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انتشار، نفوذ، تجلی یک کیفیت (به ویژه فضائل یا ویژگی‌ها)

عبارات و ترکیب‌ها

Divine emanation

تجلی الهی

Spiritual emanation

تجلی معنوی

Emanation of light

تجلی نور

جملات نمونه

the commission is an emanation of the state.

کمیسیون مظهر دولت است.

vaporous emanations wreathe the mill's foundations.

نواهای بخار، زیرساخت‌های آسیاب را در بر می‌گیرند.

she saw the insults as emanations of his own tortured personality.

او توهین‌ها را به عنوان نشأت‌گیری از شخصیت آزار دیده خود تلقی کرد.

a ghostly face at the window; a phantasmal presence in the room; spectral emanations; spiritual tappings at a seance.

چهره‌ای شبح‌وار در پنجره؛ حضور وهم‌آلود در اتاق؛ نشأت‌گیری‌های شبح‌وار؛ ضربات معنوی در یک جلسه.

The light seemed to be an emanation from the painting.

به نظر می‌رسید نور از نقاشی ساطع می‌شود.

Love is often described as an emanation of the heart.

عشق اغلب به عنوان نشأت‌گیری از قلب توصیف می‌شود.

The music filled the room with a peaceful emanation.

موسیقی با نشأت‌گیری آرامش‌بخش اتاق را پر کرد.

Her kindness was like an emanation of warmth.

مهربانی او مانند نشأت‌گیری گرما بود.

The fragrance was an emanation of the flowers in the garden.

عطر، نشأت‌گیری از گل‌های باغ بود.

His charisma was an emanation of his confidence.

جاذبه او نشأت‌گیری از اعتماد به نفس او بود.

The energy in the room felt like an emanation of excitement.

انرژی در اتاق مانند نشأت‌گیری هیجان احساس می‌شد.

The painting seemed to capture the emanation of joy.

به نظر می‌رسید نقاشی توانسته است نشأت‌گیری شادی را به تصویر بکشد.

Her words were an emanation of wisdom.

کلمات او نشأت‌گیری خرد بودند.

The laughter in the room was an emanation of happiness.

خنده در اتاق نشأت‌گیری شادی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید