ethically

[ایالات متحده]/'eθikli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. از نظر اخلاقی.

عبارات و ترکیب‌ها

ethically responsible

مسئولیت اخلاقی

ethically sourced

به دست آمده به صورت اخلاقی

جملات نمونه

a morally and ethically bankrupt politician.

یک سیاستمدان ورشکسته از نظر اخلاقی و اخلاقی.

an ethically challenged politician.

یک سیاستمدار با چالش‌های اخلاقی

It is ethically wrong to cheat on exams.

تقلب در امتحان از نظر اخلاقی اشتباه است.

Companies should operate ethically to gain trust from customers.

شرکت‌ها باید به طور اخلاقی عمل کنند تا اعتماد مشتریان را جلب کنند.

She ethically sourced all the materials for her products.

او تمام مواد اولیه محصولات خود را به طور اخلاقی تهیه کرد.

The organization is committed to ethically sourcing its products.

این سازمان متعهد به تهیه اخلاقی محصولات خود است.

He acted ethically in his business dealings.

او در معاملات تجاری خود به طور اخلاقی عمل کرد.

The research was conducted ethically following strict guidelines.

تحقیقات به طور اخلاقی و با رعایت دستورالعمل‌های سخت‌گیرانه انجام شد.

Consumers are increasingly demanding ethically produced goods.

مصرف‌کنندگان به طور فزاینده‌ای به دنبال کالاهای تولید شده به طور اخلاقی هستند.

It is important for professionals to behave ethically in their work.

برای حرفه‌ای‌ها مهم است که در کار خود اخلاقی رفتار کنند.

The company's decision was based on ethically sound principles.

تصمیم شرکت بر اساس اصول اخلاقی و درست اتخاذ شد.

Ethically, it is not right to discriminate against anyone based on their race.

از نظر اخلاقی، تبعیض علیه هیچ کس بر اساس نژادش درست نیست.

نمونه‌های واقعی

Gender bias isn't just wrong ethically, it means less innovation, fewer jobs, and less inclusive governance.

تبعیض جنسیتی نه تنها از نظر اخلاقی اشتباه است، بلکه به معنای نوآوری کمتر، مشاغل کمتر و حاکمیت کمتر فراگیر است.

منبع: Gates Couple Interview Transcript

The calls come as questions arise over how best to use AI ethically and legally.

این درخواست‌ها در حالی مطرح می‌شوند که این سوال مطرح می‌شود که چگونه می‌توان از هوش مصنوعی به طور اخلاقی و قانونی به بهترین شکل استفاده کرد.

منبع: This month VOA Special English

Often the animals are sourced ethically, legally, sustainably.

اغلب حیوانات به طور اخلاقی، قانونی و پایدار تهیه می‌شوند.

منبع: VOA Standard English_ Technology

Luckily, the customer is always right, and by managing our money ethically, we can all help a little.

خوشبختانه، مشتری همیشه حق دارد و با مدیریت پول خود به طور اخلاقی، همه ما می‌توانیم کمی کمک کنیم.

منبع: 6 Minute English

But in virtual reality, all of that is possible and it's possible safe and ethically.

اما در واقعیت مجازی، همه اینها امکان پذیر است و امکان دارد ایمن و اخلاقی باشد.

منبع: VOA Standard English_ Technology

There are companies working hard to ensure that their products are ethically sourced and produced.

شرکت‌هایی وجود دارند که سخت تلاش می‌کنند تا اطمینان حاصل کنند که محصولات آنها به طور اخلاقی تهیه و تولید می‌شوند.

منبع: Celebrity Speech Compilation

Some people believe that it is ethically wrong to move genes between different species.

برخی افراد معتقدند که جابجایی ژن‌ها بین گونه‌های مختلف از نظر اخلاقی اشتباه است.

منبع: Introduction to the Basics of Biology

It's not the kind of thing you can ethically run an experiment on.

این نوعی چیزی نیست که بتوانید به طور اخلاقی روی آن آزمایش انجام دهید.

منبع: Simple Psychology

But can artificial intelligence (AI) machines act ethically, meaning can they be honest and fair?

اما آیا ماشین‌های هوش مصنوعی (AI) می‌توانند به طور اخلاقی عمل کنند، به این معنی که آیا می‌توانند صادق و منصف باشند؟

منبع: Past English Level 4 Reading Exam Papers

However I did not think that that will be ethically correct thing for me to do.

با این حال فکر نمی‌کردم که انجام این کار برای من از نظر اخلاقی درست باشد.

منبع: VOA Standard English_ Technology

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید