exiting

[ایالات متحده]/ˈɛksɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɛksɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ترک کردن یک مکان؛ عمل عزیمت

عبارات و ترکیب‌ها

exiting the building

خروج از ساختمان

exiting the car

خروج از ماشین

exiting the program

خروج از برنامه

exiting the game

خروج از بازی

exiting the meeting

خروج از جلسه

exiting the conversation

خروج از گفتگو

exiting the website

خروج از وب سایت

exiting the stage

خروج از صحنه

exiting the queue

خروج از صف

exiting the elevator

خروج از آسانسور

جملات نمونه

exiting the building, i felt a rush of fresh air.

در حال ترک ساختمان، طوفانی از هوای تازه را احساس کردم.

the movie ended with an exiting twist.

فیلم با یک پیچش هیجان انگیز به پایان رسید.

exiting the train, i noticed the beautiful scenery.

در حال ترک قطار، منظره زیبا را متوجه شدم.

she was exiting the store when i saw her.

وقتی من او را دیدم، او داشت از مغازه خارج می شد.

exiting the meeting, i felt relieved.

در حال ترک جلسه، احساس آرامش کردم.

he was exiting the car when it started to rain.

وقتی باران شروع شد، او داشت از ماشین خارج می شد.

exiting the airport, we took a taxi to the hotel.

در حال ترک فرودگاه، سوار یک تاکسی به سمت هتل شدیم.

exiting the concert, the crowd was buzzing with excitement.

در حال ترک کنسرت، جمعیت با هیجان پر جنب و جوش بود.

after exiting the museum, we discussed the exhibits.

بعد از ترک موزه، در مورد نمایشگاه ها صحبت کردیم.

exiting the classroom, the students felt a sense of freedom.

در حال ترک کلاس درس، دانش آموزان احساس آزادی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید