explode

[ایالات متحده]/ɪkˈspləʊd/
[بریتانیا]/ɪkˈsploʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به طور ناگهانی با بلندی یا خشونت بیرون زدن; افزایش سریع در اندازه یا تعداد را تجربه کردن
vt. باعث انفجار با نیرو شدن; دگرگونی ناگهانی و خشونت‌آمیز را تجربه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

explode into

منفجر شدن به

جملات نمونه

The fireworks exploded in the night sky.

دود آتش‌بازی در آسمان شب منفجر شد.

The bomb exploded with a loud bang.

بمب با صدای مهیبی منفجر شد.

Emotions can sometimes explode unexpectedly.

احساسات گاهی اوقات می‌توانند به طور غیرمنتظره‌ای فوران کنند.

The volcano finally exploded after days of rumbling.

آتشفشان پس از روزها لرزش بالاخره منفجر شد.

The popularity of the new app exploded within weeks.

محبوبیت برنامه جدید در عرض چند هفته به طور چشمگیری افزایش یافت.

The car's engine exploded due to a mechanical failure.

موتور ماشین به دلیل نقص فنی منفجر شد.

His anger exploded when he found out the truth.

خشم او زمانی که حقیقت را فهمید فوران کرد.

The balloon exploded when it hit a sharp object.

بادکنک زمانی که به یک جسم تیز برخورد کرد منفجر شد.

The news of the scandal exploded across social media.

اخبار رسوایی در رسانه‌های اجتماعی به سرعت منتشر شد.

The population in the city has exploded in recent years.

جمعیت شهر در سال‌های اخیر به طور چشمگیری افزایش یافته است.

نمونه‌های واقعی

You meet somebody and your heart explodes.

شما کسی را ملاقات می‌کنید و قلب شما منفجر می‌شود.

منبع: TED Talks (Video Edition) December 2020 Collection

That's what I'd sound like if I exploded.

اگر منفجر می‌شدم، اینطوری صدا می‌شد.

منبع: Friends Season 3

Solar flares don't just explode out into space.

ذرات خورشیدی فقط به این شکل به فضا منفجر نمی‌شوند.

منبع: The History Channel documentary "Cosmos"

Seven people died when the Challenger exploded.

هفت نفر در اثر انفجار چلنجر کشته شدند.

منبع: VOA Special November 2022 Collection

No, I never should've exploded like that.

نه، من هرگز نباید آنطور منفجر می‌شدم.

منبع: The Good Place Season 2

He didn't know it was a cluster munition until it exploded.

او نمی‌دانست که این یک مهمات خوشه‌ای است تا زمانی که منفجر شد.

منبع: VOA Standard March 2013 Collection

Our Sun is way too small to ever explode.

خورشید ما بسیار کوچک است که اصلا منفجر شود.

منبع: One Hundred Thousand Whys

You're confused. RBMK reactor cores don't explode.

شما گیج هستید. راکتورهای هسته‌ای RBMK منفجر نمی‌شوند.

منبع: CHERNOBYL HBO

The giant, naked sky santa has exploded.

بابای کریسمس غول پیکر و برهنه منفجر شده است.

منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)

There's a time limit before the metaphorical bottle explodes.

قبل از اینکه بطری استعاری منفجر شود، یک محدودیت زمانی وجود دارد.

منبع: Psychology Mini Class

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید