blast

[ایالات متحده]/blɑːst/
[بریتانیا]/blæst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انفجار; موج شوک; یک وزش ناگهانی قوی
vi. به شدت حمله کردن
vt. باعث پژمرده شدن شدن; آسیب رساندن

عبارات و ترکیب‌ها

blasting sound

صدای انفجار

blast wave

موج انفجار

blast furnace

تهویه بلوری

in blast

در حال انفجار

blast furnace gas

گاز کوره بلوری

blast furnace slag

اسلاگ کوره بلوری

hot blast

انفجار گرم

in full blast

با تمام توان

rice blast

بیماری قارچی برنج

hot blast stove

اجاق انفجار گرم

full blast

با تمام توان

blast hole

سوراخ انفجاری

a blast of

یک انفجار از

air blast

انفجار هوا

shot blast

شات بلاست

blast cleaning

تمیز کردن با انفجار

blast off

پرتاب

at full blast

با تمام توان

blast injury

آسیب انفجاری

sand blast

سند بلاست

جملات نمونه

a blast of the ship's siren.

صدای بوق کشتی

the icy blast hit them.

باد یخی آن‌ها را زد.

blast a tunnel through the mountains.

یک تونل از میان کوه‌ها ایجاد کنید.

the school was blasted by government inspectors.

مدارس توسط بازرسان دولتی مورد ارزیابی قرار گرفت.

damn and blast this awful place!.

لعنتی و نفرین کن این مکان وحشتناک را!.

an area of blasted trees.

منطقه ای از درختان سوخته

he blasted the rebound into the net.

او توپ برگشتی را به داخل سبد انداخت.

the blast tore a hole in the wall of a bridge.

انفجار سوراخی در دیوار پل ایجاد کرد.

the blast wrecked 100 houses.

انفجار باعث تخریب 100 خانه شد.

The wind blast has relented.

وزش باد کاهش یافته است.

The heating was on full blast all day.

گرمایش در تمام روز با حداکثر توان کار می‌کرد.

a piercing blast from the steam whistle.

صدای بوق بخار بسیار بلند و تیز

gave a blast on his trumpet.

با ترومپتش بوق زد.

speakers blasting at full volume.

بلندگوها با صدای بسیار بلند پخش می‌کردند.

I hate these blasted flies.

من از این حشرات نفرین شده متنفرم.

A blast of wind blew the window and the door agape

وزشی از باد پنجره و در را باز کرد.

The spaceship blasted off.

فضاپیما پرتاب شد.

A blast of hot air came from the furnace.

وزشی از هوای گرم از بخاری بیرون آمد.

The village was blasted by enemy bombs.

دهکده توسط بمب‌های دشمن مورد حمله قرار گرفت.

نمونه‌های واقعی

He should have been blasted into smithereens.

او باید به تکه های کوچک منفجر می شد.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

What exactly caused a blast that powerful?

چه چیزی دقیقاً باعث انفجاری به آن قدرت شد؟

منبع: CNN 10 Student English March 2019 Collection

Don't worry about us. We'll have a blast.

نگران ما نباشید. ما خوش گذرانی خواهیم کرد.

منبع: Modern Family - Season 08

Yes, of course. Thanks, Rob. It will be a blast!

بله، البته. ممنون، راب. خیلی خوش می گذرد!

منبع: BBC Authentic English

A blast of wind blew the window open.

یک وزش باد، پنجره را باز کرد.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

I bet it was a blast to put together.

حدس می زنم کنار هم گذاشتنش خیلی لذت بخش بود.

منبع: CNN 10 Student English April 2018 Compilation

The orthodox patriarchy of Jerusalem condemned the blast.

پاتریارکی ارتدکس اورشلیم انفجار را محکوم کرد.

منبع: BBC Listening of the Month

Well, you're going to have a blast.

خب، شما خوش گذرانی خواهید کرد.

منبع: Young Sheldon Season 5

It was a real blast, from beginning to end.

واقعاً یک انفجار بود، از ابتدا تا انتها.

منبع: A Small Story, A Great Documentary

You know, me and Morty are having a blast.

می دونی، من و مورتی خیلی خوش گذرانی می کنیم.

منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید