exponential

[ایالات متحده]/ˌekspə'nenʃ(ə)l/
[بریتانیا]/'ɛkspə'nɛnʃəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عدد یا نمادی که بالای یک عدد دیگر قرار می‌گیرد تا نشان دهد که آن عدد چند بار باید در خود ضرب شود؛ حامی یا اجراکننده؛ یک مثال یا مورد
adj. مربوط به یا شامل یک نمایه؛ مربوط به یا شامل توان‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

exponential growth

رشد نمایی

exponential decay

واپاشی نمایی

exponential function

تابع نمایی

exponential distribution

توزیع نمایی

exponential smoothing

صاف‌سازی نمایی

exponential law

قانون نمایی

exponential curve

منحنی نمایی

exponential equation

معادله نمایی

exponential phase

فاز نمایی

جملات نمونه

yn is an exponential expression.

yn یک عبارت نمایی است.

the social security budget was rising at an exponential rate.

بودجه تامین اجتماعی با نرخ نمایی در حال افزایش بود.

One cannot achieve an exponential speedup by treating the problems as structureless “black boxes,” consisting of an exponential number of solutions to be tested in parallel.

نمی‌توان با در نظر گرفتن مسائل به عنوان "جعبه‌های سیاه" بدون ساختار، که شامل تعداد نمایی از راه‌حل‌ها برای آزمایش به صورت موازی هستند، به افزایش سرعت نمایی دست یافت.

Finally, the optimization quantity of spare parts following exponential distribution are calculated with both this method and analysable method.The two results fit well.

در نهایت، مقدار بهینه قطعات یدکی که از توزیع نمایی پیروی می‌کنند، با استفاده از هر دو روش این روش و روش قابل تجزیه محاسبه می‌شوند. دو نتیجه با هم مطابقت خوبی دارند.

The results show that the fine grain process of casting has some effects on the behavior of response to cyclic stress, such as the increase in rigidification exponential of fine grains.

نتایج نشان می‌دهد که فرآیند ریزدانه‌های ریخته‌گری تأثیراتی بر رفتار پاسخ به تنش چرخه‌ای دارد، مانند افزایش نمایی سخت‌شدگی ریزدانه‌ها.

نمونه‌های واقعی

Over the last three years, we've seen an exponential increase in maritime smuggling.

در طول سه سال گذشته، شاهد افزایش نمایی در قاچاق دریایی بوده‌ایم.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Now lastly, second-order thinking and exponential thinking.

اکنون در آخر، تفکر مرتبه دوم و تفکر نمایی.

منبع: Essential Reading List for Self-Improvement

And finally guys, we have exponential thinking.

و در نهایت دوستان، ما تفکر نمایی داریم.

منبع: Essential Reading List for Self-Improvement

Because I can see just in a couple of months, the girls have gotten exponentially better.

زیرا من می‌توانم در عرض چند ماه ببینم که دختران به طور نمایی بهتر شده‌اند.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Judging by the exponential speed of technological improvements, probably not.

با توجه به سرعت نمایی پیشرفت‌های فناوری، احتمالاً نه.

منبع: Trendy technology major events!

Talk about exponential progress in science and research, absolutely amazing.

در مورد پیشرفت نمایی در علم و تحقیقات صحبت کنید، کاملاً شگفت انگیز.

منبع: Two-Minute Paper

We see an exponential curve for wind installations now.

ما اکنون یک منحنی نمایی برای نصب توربین‌های بادی می‌بینیم.

منبع: TED Talks (Audio Version) February 2016 Collection

The exponential curve on solar is even steeper and more dramatic.

منحنی نمایی در مورد انرژی خورشیدی حتی تندتر و چشمگیرتر است.

منبع: TED Talks (Audio Version) February 2016 Collection

Population growth was exponential but how much food we grow was not.

رشد جمعیت نمایی بود اما میزان غذایی که ما تولید می‌کردیم، نبود.

منبع: PBS Fun Science Popularization

So let's see now how exponential technologies are taking health care.

بنابراین اکنون بیایید ببینیم فناوری‌های نمایی چگونه در حال به دست گرفتن مراقبت‌های بهداشتی هستند.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2014 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید