fanciful

[ایالات متحده]/ˈfænsɪfl/
[بریتانیا]/ˈfænsɪfl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تخیلی; غیرمعمولی

جملات نمونه

fanciful embroidery of the facts.

قرقره خیالی واقعیت‌ها

a brooch with a fanciful and intricate device;

یک سنجاق سینه با طرحی خیال انگیز و پیچیده;

a fanciful story about a pot of gold.

یک داستان خیالی درباره یک گلدان طلا.

edged the quilt with fanciful embroidery.

حاشیه رومیزی را با گلدوزی خیال انگیز تزئین کرد.

he quickly disabused me of my fanciful notions.

او به سرعت من را از خیال باطل خودم منصرف کرد.

the Moon Maiden is one of a number of fanciful lunar inhabitants.

بانوی ماه یکی از چندین خاکی نشین ماه خیالی است.

a fanciful account that embellishes the true story.

گزارشی خیال‌پردازانه که داستان واقعی را زینت می‌دهد.

the yarn's fanciful excesses are counterpointed with some sharp and unsentimental dialogue.

اغراق‌های خیال انگیز نخ با برخی از دیالوگ‌های تیز و بی‌احساس مقابله می‌شود.

a fanciful pattern with intertwined vines and flowers. Somethingexotic is unusual and intriguing in appearance or effect:

یک الگوی خیال انگیز با تاک و گل‌های درهم تنیده. چیزی عجیب و غریب که در ظاهر یا تأثیر غیرمعمول و جذاب است:

The modern poets have gone back to the fanciful poems of the metaphysical poets of the seventeenth century for many of their images.

شاعران مدرن برای بسیاری از تصاویر خود به اشعار خیال انگیز شاعران متافیزیکی قرن هفدهم بازگشته اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید