creative

[ایالات متحده]/kriˈeɪtɪv/
[بریتانیا]/kriˈeɪtɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. با ویژگی اصالت و تخیل، دارای توانایی خلق.

عبارات و ترکیب‌ها

creative thinking

تفکر خلاق

creative design

طراحی خلاقانه

creative work

کار خلاقانه

creative process

فرآیند خلاقانه

creative power

قدرت خلاق

creative industries

صنایع خلاق

creative writing

نوشتن خلاق

creative director

مدیر خلاق

creative arts

هنرهای خلاق

creative expression

ابراز خلاقیت

creative technology

فناوری خلاق

creative destruction

نابودی خلاق

creative enthusiasm

اشتیاق خلاق

creative accounting

حسابداری خلاق

جملات نمونه

She has a creative approach to problem-solving.

او رویکرد خلاقانه‌ای برای حل مسئله دارد.

The artist's work is known for its creative use of color.

اثر هنرمند به دلیل استفاده خلاقانه از رنگ شناخته شده است.

Innovation often comes from a creative mind.

نوآوری اغلب از ذهن خلاق ناشی می شود.

Creative thinking can lead to breakthrough solutions.

تفکر خلاقانه می تواند منجر به راه حل های نوآورانه شود.

She expressed her ideas through creative writing.

او ایده‌های خود را از طریق نویسندگی خلاقانه بیان کرد.

The company encourages employees to think creatively.

شرکت از کارکنان می خواهد که به طور خلاقانه فکر کنند.

A creative approach is needed to tackle this problem.

برای حل این مشکل به یک رویکرد خلاقانه نیاز است.

The team brainstormed creative ideas for the project.

تیم برای پروژه ایده های خلاقانه ای را مطرح کرد.

She has a natural talent for creative pursuits.

او استعداد ذاتی برای فعالیت های خلاقانه دارد.

The designer showcased her creative vision in the fashion show.

طراح چشم انداز خلاقانه خود را در نمایشگاه مد به نمایش گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید