the ordinary risks incidental to a fireman's job.
ریسکهای معمول مرتبط با شغل یک آتشنشان.
I worked fireman on ships.
من به عنوان آتشنشان روی کشتیها کار میکردم.
A brave fireman rescued the woman.
یک آتش نشان شجاع زن را نجات داد.
I saw a fireman racing to the fire.
من دیدم که یک آتشنشان به سرعت به سمت آتش میرود.
The fireman sent jets of water into the burning house.
آتشنشان جتهایی از آب را به سمت خانه در حال سوختن فرستاد.
The fireman demonstrated great courage in saving the child.
آتشنشان شجاعت زیادی در نجات کودک نشان داد.
The fireman evacuated the guests from the burning hotel.
آتشنشان مهمانان را از هتل در حال سوختن تخلیه کرد.
The fireman trained their hoses on the burning building.
آتشنشان شلنگهای خود را به سمت ساختمان در حال سوختن نشانه گرفت.
A pumping-engine was erected there by Robert Hawthorn, now the Duke's engineer at Walbottle ;and old Stephenson went to work it as fireman, his son George acting as the engineman or plugman.
یک موتور پمپاژ در آنجا توسط رابرت هاثورن، مهندس کنونی دوک در والباتل، نصب شد؛ و استیفنソン پیرمرد برای کار با آن به عنوان آتشنشان رفت، پسرش جورج به عنوان مهندس یا مسئول دریچه عمل میکرد.
Two other poses were tried and I emerged from the booth to find photos of me as Indiana Jones, a fireman from Backdraft and a wrestler being strangled in a headlock.
دو حالت دیگر امتحان شد و من از غرفه بیرون آمدم تا عکس هایی از من به عنوان ایندیانا جونز، یک آتش نشان از Backdraft و یک کشتی گیر که در یک قفل سر و گردن خفه می شد، پیدا کنم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید