Firefighters burst the door open and rescued them.
آتشنشانان در را باز کردند و آنها را نجات دادند.
volunteer firefighters; volunteer tutoring.
آتشنشانان داوطلب؛ تدریس داوطلبانه.
firefighters battled a 9,800-acre brush fire.
آتشنشانان با یک آتشسوزی گسترده در منطقه ای به مساحت ۹۸۰۰ هکتار مبارزه کردند.
some male firefighters still regarded women as a race apart .
برخی از آتشنشانان مرد هنوز زنان را به عنوان یک نژاد جداگانه میدیدند.
Firefighters supervised the orderly evacuation of the building.
آتش نشانان تخلیه مرتب ساختمان را نظارت کردند.
a platoon of firefighters; buses carrying platoons of tourists.
یک گروه از آتشنشانان؛ اتوبوسهایی که گروههایی از گردشگران را حمل میکنند.
By the time firefighters were called the house was well ablaze.
تا زمانی که آتشنشانان فراخوانده شدند، خانه کاملاً در حال سوختن بود.
The judge praised the firefighters for their bravery and devotion to duty.
قاضی از شجاعت و تعهد آتشنشانان به وظیفه خود قدردانی کرد.
A firefighter was overcome by fumes at a blaze in a plastics factory.
یک آتشنشان در اثر دود در یک آتشسوزی در یک کارخانه پلاستیک غش کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید