flag

[ایالات متحده]/flæɡ/
[بریتانیا]/flæɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بنر، پرچم ملی؛ پرچم سیگنال؛ خستگی؛ کاهش توجه؛ علامت؛ شاخص
v. علامت گذاری کردن؛ کاهش دادن؛ جلب توجه کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

national flag

پرچم ملی

flagpole

پرچم‌دار

raise the flag

پرچم را بالا ببر

lower the flag

پرچم را پایین بیاور

red flag

پرچم قرمز

white flag

پرچم سفید

yellow flag

پرچم زرد

blue flag

پرچم آبی

flag of truce

پرچم آتش‌بس

flag day

روز پرچم

flag state

ایالت پرچم

with flags flying

با پرچم‌های برافراشته

flag of distress

پرچم درخواست کمک

show the flag

پرچم را نشان بده

hoist the flag

پرچم را به اهتزاز درآور

flag down

متوقف کردن (راننده)

flag pole

پرچم‌دار

black flag

پرچم سیاه

quarantine flag

پرچم قرنطینه

flag of convenience

پرچم راحتی

wave the flag

پرچم را به اهتزاز درآور

جملات نمونه

the flap of the flag in the wind.

حرکت پرچم در باد.

the flag was tightly furled.

پرچم به شدت جمع شده بود.

a white flag was hoisted.

یک پرچم سفید برافراشته شد.

flag sb. a taxi

تاکسی

hoist a flag to the top of the pole

پرچم را بالای تیر برافرازید.

The flag was aflutter in the air.

پرچم در هوا به رقص درآمده بود.

The flag flaps in the wind.

پرچم در باد به رقص در می‌آید.

The flag was flying aloft.

پرچم در ارتفاع بالایی به اهتزاز درآمده بود.

to fly a flag at half-mast

پرچم را در حالت نیمه قفسه برافرازاند.

The flag was streaming in the wind.

پرچم در باد به جریان درآمده بود.

a panoply of colorful flags

مجموعه ای از پرچم های رنگارنگ

flag down a passing car.

یک ماشین عبوری را متوقف کنید.

My appetite flags in the hot weather.

اشتهای من در هوای گرم کم می شود.

innumerable flags of all colours.

پرچم های بسیار زیاد با تمام رنگ‌ها.

he lashed the flag to the mast.

او پرچم را به دکل بست.

the flags hung limp and still.

پرچم ها آویزان و بی‌حرکت بودند.

نمونه‌های واقعی

They hoist the national flag at six o'clock every morning.

آنها هر روز صبح ساعت شش پرچم ملی را بالا می‌برند.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

But none of them raised the white flag easily.

اما هیچ‌کدام از آن‌ها به راحتی تسلیم نشدند (پرچم سفید را بالا نکردند).

منبع: 2018 Best Hits Compilation

Scores of youths threw stones at the building and tore down the French flag.

گروهی از جوانان سنگ به ساختمان پرتاب کردند و پرچم فرانسه را پاره کردند.

منبع: BBC Listening Collection January 2013

People are very pushy socially in New York, but they don't wave a flag.

در نیویورک مردم از نظر اجتماعی بسیار اصراری هستند، اما پرچمی تکان نمی‌دهند.

منبع: We all dressed up for Bill.

This is the flag of what nation?

این پرچم متعلق به چه کشوری است؟

منبع: CNN 10 Student English January 2022 Collection

" They're setting up the flag now" .

«آنها اکنون در حال نصب پرچم هستند.»

منبع: VOA Special June 2020 Collection

Some of you have seen the flag.

بعضی از شما پرچم را دیده اید.

منبع: TED Talks (Audio Version) December 2014 Collection

He also has full-size flags on offer.

او همچنین پرچم های تمام سایز را برای فروش دارد.

منبع: VOA Special September 2021 Collection

Well, you can see American flags everywhere.

خب، شما می توانید پرچم های آمریکایی را در همه جا ببینید.

منبع: Foreign Language Teaching and Research Press Junior Middle School English

It definitely raises a red flag for them.

این قطعاً یک پرچم قرمز برای آنها ایجاد می کند.

منبع: Learn business English with Lucy.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید