flatly deny
به طور قاطعانه انکار کرد
stare flatly
به طور مستقیم خیره شدن
speak flatly
به طور مستقیم صحبت کردن
express flatly
به طور مستقیم بیان کردن
answer flatly
به طور مستقیم پاسخ دادن
refuse flatly
به طور قاطعانه امتناع کردن
state flatly
به طور مستقیم بیان کردن
look flatly
به طور مستقیم نگاه کردن
respond flatly
به طور مستقیم پاسخ دادن
flatly oppose this suggestion
به شدت با این پیشنهاد مخالفت می کنم
they flatly refused to play.
آنها به طور قاطع از بازی کردن امتناع کردند.
He flatly denied it.
او به طور قاطعانه آن را انکار کرد.
I flatly refused to attend their reception.
من به طور قاطع از حضور در پذیرایی آنها امتناع کردم.
He flatly refused to join us.
او به طور قاطع از پیوستن به ما امتناع کرد.
The mother flatly rejected my proposal that she meet her daughter tomorrow.
مادر به طور قاطع پیشنهاد من مبنی بر ملاقات او با دخترش فردا را رد کرد.
To be flatly honest, we don't know.
راستش را بخواهیم، ما نمیدانیم.
منبع: Crash Course Astronomy“What do you want? ” asked Harry flatly.
«چه میخواهی؟» هری با لحنی بیاحتمال پرسید.
منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince" He died in camp, " said Scarlett flatly.
" What did Jacob say? " he asked flatly.
“I know it sounds crazy, ” said Harry flatly.
" No, I couldn't, " said Professor McGonagall flatly.
" There are no nice Republicans, " said Melanie flatly.
" No, Wade, " she said flatly. " I don't."
" Ser Amory Lorch is dead, " Tyrion said flatly.
But has been flatly contradicted by the defendant.
اما به شدت توسط متهم رد شده است.
منبع: "To Kill a Mockingbird" Original Soundtrackلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید