flipping

[ایالات متحده]/'flɪpɪŋ/
[بریتانیا]/'flɪpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به شدت; وحشتناک
adv. به شدت; لعنتی
v. به آرامی پرش کردن; به سرعت و با انرژی حرکت کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

flipping burgers

سر و کله پختن

flipping channels

تغییر کانال

flipping a coin

چرخاندن سکه

flipping houses

خرید و فروش خانه

جملات نمونه

fish flipping about in the net.

ماهی‌ها در حال چرخیدن در شبکه هستند.

Don't go flipping your lid.

از دست دادن کنترل خود را متوقف کنید.

are you out of your flipping mind?.

آیا دیوانه شده اید؟

I can't believe she's flipping through the pages so quickly.

نمی‌توانم باور کنم که او صفحات را آنقدر سریع ورق می‌زند.

He was flipping burgers at the barbecue.

او در باربیکیو همبرگر درست می‌کرد.

She's flipping out over the surprise party.

او به دلیل مهمانی غافلگیری خیلی هیجان‌زده است.

He's flipping a coin to make a decision.

او برای تصمیم‌گیری سکه می‌اندازد.

The cat is flipping its tail in annoyance.

گربه از سرِ عصبانیت دم خود را تکان می‌دهد.

She's flipping her hair back and forth.

او موهایش را به جلو و عقب می‌اندازد.

He's flipping through the channels on TV.

او کانال‌های تلویزیون را عوض می‌کند.

She's flipping the pancakes in the pan.

او پنکیک‌ها را در تابه برمی‌گرداند.

He's flipping a bottle and trying to make it land upright.

او یک بطری را می‌چرخاند و سعی می‌کند آن را به گونه‌ای قرار دهد که صاف بایستد.

She's flipping the cards to reveal the next one.

او کارت‌ها را برمی‌گرداند تا کارت بعدی را نشان دهد.

نمونه‌های واقعی

In this case, Lucy is flipping through the channels.

در این مورد، لوسی در حال ورق زدن کانال‌ها است.

منبع: Lucy’s Day in ESL

She could have told me off before she flipping, like, moved me.

او می‌توانست قبل از اینکه شروع به ورق زدن، مثل، جابجایی من کند، تذکر دهد.

منبع: BBC documentary "Chinese Teachers Are Coming"

So even though McDonald’s seems to be flipping burgers, in reality they’re playing Monopoly instead.

بنابراین، اگرچه به نظر می‌رسد که مک‌دونالدز در حال تهیه همبرگر است، در واقعیت در حال بازی مونوپولی هستند.

منبع: 2017 Hot Selected Compilation

So, I want to apologize for flipping out before.

بنابراین، می‌خواهم برای عصبانیت قبل از آن عذرخواهی کنم.

منبع: Modern Family Season 6

Everyone is too busy flipping between apps.

همه افراد خیلی مشغول ورق زدن بین برنامه‌ها هستند.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

So he's flipping through his design briefs.

بنابراین، او در حال ورق زدن طرح‌های خود است.

منبع: Tips for IELTS Speaking.

Juicy chicken, juicy, whoa, I flipping nailed that.

مرغ آبدار، آبدار، واو، من آن را به طور کامل انجام دادم.

منبع: Gourmet Base

There's contact, crashes, people flipping out of chairs.

تماس وجود دارد، تصادفات وجود دارد، مردم از روی صندلی‌ها می‌پرند.

منبع: CNN 10 Student English March 2018 Collection

So you're honestly better off flipping a coin.

بنابراین، شما واقعاً بهتر است یک سکه بیندازید.

منبع: This Month's Science 60 Seconds - Scientific American

It may involve pacing, head rocking and hand flipping etc.

این ممکن است شامل قدم زدن، تکان دادن سر و ورق زدن دست و غیره باشد.

منبع: Daily Life Medical Science Popularization

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید