flogged to death
کتک خوردن تا مرگی
flogged with criticism
کتک خوردن با انتقاد
flogged in public
کتک خوردن در ملاء عام
flogged for mistakes
کتک خوردن به خاطر اشتباهات
flogged into submission
کتک خوردن تا تسلیم شدن
flogged for attention
کتک خوردن برای جلب توجه
he was flogged for his misbehavior.
او به دلیل رفتار ناشایستش مورد شلاق قرار گرفت.
during the trial, he claimed he had been flogged unjustly.
در طول محاکمه، او ادعا کرد که به ناحق مورد شلاق قرار گرفته است.
flogged for theft, he learned a harsh lesson.
به دلیل سرقت، مورد شلاق قرار گرفت و یک درس سخت آموخت.
the punishment was so severe that he felt he had been flogged.
مجازات آنقدر شدید بود که احساس کرد مورد شلاق قرار گرفته است.
in ancient times, criminals were often flogged publicly.
در زمانهای قدیم، مجرمان اغلب به طور علنی مورد شلاق قرار میگرفتند.
she wrote a novel where the protagonist was flogged for speaking out.
او رمانی نوشت که در آن شخصیت اصلی به دلیل صحبت کردن مورد شلاق قرار میگرفت.
he felt as if he had been flogged after the intense workout.
او احساس کرد که بعد از تمرین شدید، مورد شلاق قرار گرفته است.
flogged by his conscience, he decided to make amends.
مورد شلاق وجدان قرار گرفت، تصمیم گرفت که جبران کند.
the soldiers were flogged for disobeying orders.
سربازان به دلیل نافرمانی از دستورات مورد شلاق قرار گرفتند.
he was flogged in the past, but now he advocates for human rights.
او در گذشته مورد شلاق قرار گرفته بود، اما اکنون از حقوق بشر حمایت میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید