flushes

[ایالات متحده]/flʌʃɪz/
[بریتانیا]/flʌʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک احساس قوی ناگهانی؛ یک دست از کارت‌ها در پوکر که از همان نوع هستند
v. شستن یا پاک کردن؛ قرمز شدن در صورت؛ فلاش کردن (یک توالت)

عبارات و ترکیب‌ها

blood flushes

قرمزی خون

heat flushes

گرگرفتگی

skin flushes

قرمزی پوست

face flushes

قرمزی صورت

toilet flushes

تخلیه توالت

water flushes

جریان آب

system flushes

تمیز کردن سیستم

color flushes

تغییر رنگ

emotional flushes

احساسات شدید

rapid flushes

قرمزی سریع

جملات نمونه

the heat flushes my face when i exercise.

هنگام ورزش، گرما گونه‌های من را سرخ می‌کند.

she flushes with embarrassment after the compliment.

بعد از تعریف، او از خجالت سرخ می‌شود.

the sudden noise flushes the birds away.

صدای ناگهانی پرندگان را می‌ترساند و دور می‌کند.

he flushes the toilet after use.

او بعد از استفاده، توالت را می‌کشد.

the bright lights flush the room with color.

نورهای روشن، اتاق را با رنگ پر می‌کنند.

she flushes her cheeks with a bright blush.

او گونه‌های خود را با یک سرخ شدن روشن سرخ می‌کند.

the excitement flushes through the crowd.

هیجان در میان جمعیت پخش می‌شود.

he flushes out the old memories.

او خاطرات قدیمی را فراموش می‌کند.

the doctor flushes the wound to prevent infection.

پزشک زخم را برای جلوگیری از عفونت می‌شوید.

she flushes with pride after winning the award.

او بعد از برنده شدن جایزه، با افتخار سرخ می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید