blood flushes
قرمزی خون
heat flushes
گرگرفتگی
skin flushes
قرمزی پوست
face flushes
قرمزی صورت
toilet flushes
تخلیه توالت
water flushes
جریان آب
system flushes
تمیز کردن سیستم
color flushes
تغییر رنگ
emotional flushes
احساسات شدید
rapid flushes
قرمزی سریع
the heat flushes my face when i exercise.
هنگام ورزش، گرما گونههای من را سرخ میکند.
she flushes with embarrassment after the compliment.
بعد از تعریف، او از خجالت سرخ میشود.
the sudden noise flushes the birds away.
صدای ناگهانی پرندگان را میترساند و دور میکند.
he flushes the toilet after use.
او بعد از استفاده، توالت را میکشد.
the bright lights flush the room with color.
نورهای روشن، اتاق را با رنگ پر میکنند.
she flushes her cheeks with a bright blush.
او گونههای خود را با یک سرخ شدن روشن سرخ میکند.
the excitement flushes through the crowd.
هیجان در میان جمعیت پخش میشود.
he flushes out the old memories.
او خاطرات قدیمی را فراموش میکند.
the doctor flushes the wound to prevent infection.
پزشک زخم را برای جلوگیری از عفونت میشوید.
she flushes with pride after winning the award.
او بعد از برنده شدن جایزه، با افتخار سرخ میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید