flush the toilet
تخلیه توالت
flushed face
چهره سرخ
flush out toxins
خروج سموم
flush with water
با آب بشویید
flush with success
با موفقیت همراه بودن
flush of anger
خشمگین شدن
flush of excitement
هیجان
flush of embarrassment
حسرت
flush with cash
پر از پول نقد
flush out intruders
بیرون راندن متجاوزین
flush with
همراه با
flush out
بیرون آوردن
flush toilet
توالت
flush water
آب شستشو
flush valve
دریچه تخلیه
back flush
تخلیه معکوس
flush type
نوع تخلیه
flush a toilet; flush a wound with iodine.
شلنگ توالت را بکشید؛ زخم را با یدود فلوراید بشویید.
a blow flush in the face
ضربه ای درست به صورت.
the first flush of youth
اولین شور جوانی
The door is flush with the casing.
در با قاب هم سطح است.
the banks are flush with funds.
بانکها با وجوه فراوان هستند.
be flush with one5s money
پول زیادی داشته باشد
a speculator flush with cash;
یک спекулянт که با پول نقد فراوان است;
cupboards flush with the wall
کابینتها در امتداد دیوار قرار دارند
There was a flush in her cheeks.
گونه هایش سرخ شد.
The sky flushed pink at dawn.
آسمان در طلوع آفتاب صورتی شد.
rivers flush with the spring rains.
رودخانه ها با باران بهار جاری می شوند.
The ball hit him flush on the face.
توپ درست به صورتش خورد.
she flushed the loo.
او توالت را کشید.
the nurse flushed out the catheter.
پرستار کاتتر را شست.
the bird has a pinkish flush on the breast.
پرنده در ناحیه سینه رنگ صورتی دارد.
the frogs feast on the great flush of insects.
قورباغه ها با انبوهی از حشرات تغذیه می کنند.
he is no longer in the first flush of youth.
او دیگر در اوج جوانی نیست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید