flush

[ایالات متحده]/flʌʃ/
[بریتانیا]/flʌʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به سرخ شدن در صورت
n. رنگ صورتی یا قرمز در صورت
adj. داشتن تأمین فراوانی از چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

flush the toilet

تخلیه توالت

flushed face

چهره سرخ

flush out toxins

خروج سموم

flush with water

با آب بشویید

flush with success

با موفقیت همراه بودن

flush of anger

خشمگین شدن

flush of excitement

هیجان

flush of embarrassment

حسرت

flush with cash

پر از پول نقد

flush out intruders

بیرون راندن متجاوزین

flush with

همراه با

flush out

بیرون آوردن

flush toilet

توالت

flush water

آب شستشو

flush valve

دریچه تخلیه

back flush

تخلیه معکوس

flush type

نوع تخلیه

جملات نمونه

flush a toilet; flush a wound with iodine.

شلنگ توالت را بکشید؛ زخم را با یدود فلوراید بشویید.

a blow flush in the face

ضربه ای درست به صورت.

the first flush of youth

اولین شور جوانی

The door is flush with the casing.

در با قاب هم سطح است.

the banks are flush with funds.

بانک‌ها با وجوه فراوان هستند.

be flush with one5s money

پول زیادی داشته باشد

a speculator flush with cash;

یک спекулянт که با پول نقد فراوان است;

cupboards flush with the wall

کابینت‌ها در امتداد دیوار قرار دارند

There was a flush in her cheeks.

گونه هایش سرخ شد.

The sky flushed pink at dawn.

آسمان در طلوع آفتاب صورتی شد.

rivers flush with the spring rains.

رودخانه ها با باران بهار جاری می شوند.

The ball hit him flush on the face.

توپ درست به صورتش خورد.

she flushed the loo.

او توالت را کشید.

the nurse flushed out the catheter.

پرستار کاتتر را شست.

the bird has a pinkish flush on the breast.

پرنده در ناحیه سینه رنگ صورتی دارد.

the frogs feast on the great flush of insects.

قورباغه ها با انبوهی از حشرات تغذیه می کنند.

he is no longer in the first flush of youth.

او دیگر در اوج جوانی نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید