the foyer was absolutely heaving with people.
سردر ورودی مملو از جمعیت بود.
the security people in the foyer were even more officious.
افراد امنیتی در سردر ورودی حتی بیشتر هم سختگیر بودند.
he charged across the foyer, scattering people.
او با سرعت از سردر ورودی عبور کرد و مردم را پراکنده نمود.
Smokey-grey painted walls and contrasting crisp white wainscoting and window moulding give modern edge to this traditional foyer space.
دیوارهای خاکستری دود مانند با رنگ آمیزی و قرنیز و قاب پنجره سفید و درخشان، ظاهری مدرن به این فضای سنتی سردر ورودی می بخشد.
The guests gathered in the foyer before the event.
مهمانان قبل از شروع رویداد در سردر ورودی جمع شدند.
The grand chandelier in the foyer added a touch of elegance.
چراغ آویز بزرگ در سردر ورودی، ظاهری باوقار به آن بخشید.
She waited anxiously in the foyer for her job interview.
او با اضطراب در سردر ورودی منتظر مصاحبه شغلی خود بود.
The foyer was decorated with beautiful floral arrangements.
سردر ورودی با چیدمان گل های زیبا تزئین شده بود.
He greeted the visitors as they entered the foyer.
او با مهمانان هنگام ورود به سردر ورودی خوشامد گفت.
The foyer of the hotel was spacious and well-lit.
سردر ورودی هتل بزرگ و روشن بود.
They mingled in the foyer before heading into the main hall.
آنها قبل از رفتن به سالن اصلی در سردر ورودی با یکدیگر تعامل داشتند.
The foyer served as a waiting area for the theater patrons.
سردر ورودی به عنوان یک فضای انتظار برای تماشاگران تئاتر عمل می کرد.
The foyer was designed with a minimalist aesthetic.
سردر ورودی با یک سبک مینیمال طراحی شده بود.
The foyer is the first impression guests have of the house.
سردر ورودی اولین تاثیر مهمانان از خانه است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید