friable

[ایالات متحده]/ˈfraɪəbl/
[بریتانیا]/ˈfraɪəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به راحتی خرد می‌شود؛ شکننده

جملات نمونه

the soil was friable between her fingers.

خاک بین انگشتانش متلاشی بود.

The cookies were so friable that they crumbled at the slightest touch.

کیک‌ها آنقدر ترد بودند که با کوچک‌ترین ضربه‌ای خرد می‌شدند.

The old books in the library were friable and falling apart.

کتاب‌های قدیمی در کتابخانه ترد و در حال از هم پاشیدگی بودند.

The ancient pottery was friable due to its age.

ظروف سفال باستانی به دلیل قدمتشان ترد بودند.

The dry soil in the garden was friable and easily crumbled.

خاک خشک در باغ ترد بود و به راحتی خرد می‌شد.

The delicate meringue was so friable that it melted in your mouth.

مرنگ ظریف آنقدر ترد بود که در دهانتان آب می‌شد.

The friable rock crumbled under the weight of the hiker.

سنگ ترد تحت وزن کوهنورد خرد شد.

The ancient scrolls were so friable that they had to be handled with extreme care.

نسخه‌های خطی باستانی آنقدر ترد بودند که باید با احتیاط بسیار زیادی با آن‌ها برخورد می‌شد.

The friable sandstone cliffs eroded over time.

آب‌سنگ‌های شنی ترد در طول زمان فرسایش یافتند.

The friable plaster on the walls was in need of repair.

کره‌گرفته ترد روی دیوارها نیاز به تعمیر داشت.

The friable nature of the material made it unsuitable for heavy-duty use.

ماهیت ترد ماده آن را برای استفاده سنگین نامناسب می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید