brittle

[ایالات متحده]/ˈbrɪtl/
[بریتانیا]/ˈbrɪtl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به راحتی قابل شکستن; شکننده; به راحتی عصبانی

عبارات و ترکیب‌ها

brittle nails

خارپشت

brittle bones

استخوان‌های شکننده

brittle hair

موهای شکننده

brittle fracture

شکستگی شکننده

brittle material

مواد شکننده

brittle failure

شکست شکننده

جملات نمونه

the brittle strum of acoustic guitars.

نواختن شکننده گیتارهای آکوستیک

She gave a brittle laugh.

او خنده ای شکننده سر داد.

the development of brittle bones.

توسعه استخوان های شکننده.

She has a brittle temper.

او اخلاقی شکننده دارد.

brittle bones. See also Synonyms at weak

استخوان های شکننده. همچنین به مترادف ها در ضعیف نگاه کنید.

the alloy becomes brittle and almost unworkable.

این آلیاژ شکننده و تقریباً غیرقابل استفاده می شود.

The pond was covered in a brittle layer of ice.

گودال آب در یک لایه نازک و شکننده یخ پوشیده شده بود.

a brittle relationship between husband and wife.See Synonyms at fragile

یک رابطه شکننده بین زن و شوهر. به مترادف ها در شکننده نگاه کنید.

Chemically treated hair can become dry and brittle.

موهای که به صورت شیمیایی درمان شده اند می توانند خشک و شکننده شوند.

The kitchen floor resembles an archaeological dig, covered as it is by these brittle tesserae.

کف آشپزخانه شبیه یک حفاری باستان‌شناسی است، زیرا با این موزاییک‌های شکننده پوشیده شده است.

Half the number of bolts in floating head of deethanizer overhead cooler were brittle fractured.

نیمی از تعداد پیچ ها در سر شناور دی اتانایزر خنک کننده سرین به طور شکننده شکسته شده بودند.

The duchess, though well-known as a society hostess, conveyed an unmistakably brittle air.

دوک، اگرچه به عنوان یک میزبان جامعه به خوبی شناخته شده بود، حال و هوای غیرقابل انکار شکننده ای را نشان می داد.

He contrasts the naturalistic early plays with (or to ) the brittle later comedies.

او نمایشنامه های اولیه طبیعی گرا را با (یا به ) کمدی های بعدی شکننده مقایسه می کند.

yellowwood tree with brittle wood and aromatic leaves and bark; source of sassafras oil; widely distributed in eastern North America.

درخت زرد چوب با چوب شکننده و برگ ها و پوست معطر؛ منبع روغن ساسافراس؛ به طور گسترده در آمریکای شمالی شرقی توزیع شده است.

In contrast with (or less frequently, to ) his early works, the later plays are brittle and highly theatrical.

در مقایسه با (یا کمتر از آن، به ) آثار اولیه او، نمایشنامه های بعدی شکننده و بسیار نمایشی هستند.

نمونه‌های واقعی

Have you tried the brittle? It wins awards.

آیا شکننده را امتحان کرده اید؟ جایزه می برد.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

Peanut brittle, could this day get any better?

بروتلی زمینی، آیا این روز می تواند بهتر شود؟

منبع: Modern Family - Season 07

I think I'll pass on the fake peanut brittle, though.

البته، من فکر می کنم از بروتلی زمینی تقلبی می گذرم.

منبع: Modern Family - Season 07

The other is that they are brittle.

گزینه دیگر این است که آنها شکننده هستند.

منبع: The Economist (Summary)

It's not a good choice - too brittle.

یک انتخاب خوب نیست - خیلی شکننده.

منبع: 2. Childhood Games

I actually can't go ice-skating. I have unnaturally brittle ankles.

من در واقع نمی توانم اسکیت بازی کنم. من مچ پاهای به طور غیرطبیعی شکننده ای دارم.

منبع: The Big Bang Theory Season 8

Unlike metals and plastics, though, they are brittle.

با این حال، بر خلاف فلزات و پلاستیک ها، آنها شکننده هستند.

منبع: The Economist - Technology

You boys want some peanut brittle? Go ahead.

آیا شما پسرها می خواهید کمی بروتلی زمینی؟ ادامه بده.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 1

Little bit of brittle and finish it with peach.

کمی شکننده و با هلو تمام کنید.

منبع: Gourmet Base

It can also prevent osteoporosis, a disease in which bones become brittle.

همچنین می تواند از پوکی استخوان جلوگیری کند، وضعیتی که در آن استخوان ها شکننده می شوند.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید