fruit

[ایالات متحده]/fruːt/
[بریتانیا]/frut/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نتیجه؛ قسمت خوراکی یک گیاه که دانه‌ها را در خود دارد؛ محصول شیرین و گوشتی یک درخت یا گیاه دیگر

عبارات و ترکیب‌ها

fresh fruit

میوه تازه

ripe fruit

میوه رسیده

tropical fruit

میوه استوایی

juicy fruit

میوه آبدار

exotic fruit

میوه استثنایی

citrus fruit

میوه مرکبات

dried fruit

میوه خشک

organic fruit

میوه ارگانیک

fruit juice

آب میوه

bear fruit

نتیجه دادن

fruit tree

درخت میوه

fruit wine

شراب میوه

fruit salad

سالاد میوه

canned fruit

میوه کنسروی

fruit vinegar

سرکه میوه

fruit fly

fruit fly

kiwi fruit

میوه کیوی

preserved fruit

میوه کنسروی

passion fruit

میوه ماراکویا

fruit grower

پرورش دهنده میوه

fruit body

بدنه میوه

forbidden fruit

میوه ممنوعه

fruit vegetable

سبزیجات میوه

fruit basket

سبد میوه

جملات نمونه

the fruit of their labor.

ثمره تلاش‌هایشان

the fruits of the earth.

میوه‌های زمین

fruit and vegetable stalls.

غرفه میوه و سبزیجات

Fruit an achene or drupelet.

میوه، یک حبه یا سته

to pack fruit in cans

برای بسته‌بندی میوه در قوطی‌ها

The tree is in fruit now.

درخت الان میوه می‌دهد.

Fruit is plentiful this year.

امسال میوه فراوان است.

Fruits are perishable in transit.

میوه در حین حمل و نقل فاسد شدنی است.

place the fruit on the bottom of the dish.

میوه را در ته ظرف قرار دهید.

the fruit can be made into jam.

میوه را می‌توان به مربا تبدیل کرد.

cook until the fruit is mushy.

تا زمانی که میوه نرم شود بپزید.

a profusion of fruits on the market

یک وفور میوه در بازار

نمونه‌های واقعی

Who can tell what anguished fancy made these fruits?

چه کسی می‌تواند بگوید چه خیال رنج‌بار این میوه‌ها را خلق کرده است؟

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

The storekeeper alleged that the boy had stolen some fruit.

فروشنده ادعا کرد که پسر مقداری میوه دزدیده است.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

They ate the fruit the trees produced.

آنها میوه‌هایی که درختان تولید کردند را خوردند.

منبع: Global Slow English

We love stone fruits but hate peaches.

ما میوه‌های سنگی را دوست داریم اما هلو را دوست نداریم.

منبع: The school of life

Talks have yet to bear significant fruit.

گفت‌وگوها هنوز نتوانسته‌اند نتیجه‌ی قابل توجهی به بار آورند.

منبع: BBC Listening Collection November 2021

Then I like to use different fruits.

سپس من دوست دارم از میوه‌های مختلف استفاده کنم.

منبع: Celebrity's Daily Meal Plan (Bilingual Selection)

The cake is chocolate with my favorite fruit.

کیک شکلاتی است با مورد علاقه من میوه.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

Alright, you did it! Do we have any fruit?

خوبه، تو انجام دادی! آیا ما میوه داریم؟

منبع: Friends Season 1 (Edited Version)

Don't eat fruit that is not ripe.

میوه‌ای که هنوز رسیده نیست را نخورید.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book One.

In the meantime, you can have some fruit.

در این مدت، شما می‌توانید مقداری میوه داشته باشید.

منبع: Modern Family - Season 08

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید