crop

[ایالات متحده]/krɒp/
[بریتانیا]/krɑːp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاهی که به مقدار زیاد برای غذا یا محصولات دیگر کشت می‌شود؛ مقدار کل یک گیاه که در یک زمان تولید می‌شود؛ یک مدل مو که در آن موها کوتاه برش داده می‌شوند
vt. کاشتن یا رشد (یک گیاه)؛ جمع‌آوری (یک گیاه) زمانی که آماده است؛ کوتاه کردن (مو)
vi. جمع‌آوری یک گیاه زمانی که آماده است

عبارات و ترکیب‌ها

crop rotation

چرخش محصول

crop yield

عملکرد محصول

harvesting crops

در برداشت محصول

crop failure

خرابی محصول

crop production

تولید محصول

in crop

در محصول

grain crop

محصول غلات

crop up

ظاهر شدن ناگهانی

main crop

محصول اصلی

food crop

محصول غذایی

a crop of

یک محصول از

good crop

محصول خوب

crop waste

ضایعات محصول

crop circle

دایره محصول

field crop

محصولات مزرعه

crop year

سال محصول

crop insurance

بیمه محصول

forage crop

محصول علوفه

standing crop

محصول ایستاده

oil crop

محصول روغنی

جملات نمونه

a heavy crop of fruit.

یک محصول سنگین میوه

the current crop of politicians.

محصول فعلی سیاستمداران

a crop of new ideas.

یک محصول از ایده های جدید

The crops are backward this year.

محصولات امسال عقب هستند.

the prostration of crops by the wind

خوابیده شدن محصولات توسط باد

The wheat crop is safely in.

محصول گندم با خیال راحت در داخل است.

a bumper crop of corn.

یک محصول خوب ذرت

Misprints often crop up in the papers.

غلط املایی اغلب در روزنامه ها ظاهر می شود.

the proper time to plant a crop;

زمان مناسب برای کاشت محصول;

variability in crop yields

تغییرات در عملکرد محصول

the appliance of science could increase crop yields.

به کارگیری علم می‌تواند باعث افزایش عملکرد محصول شود.

the standing crops of game cover.

محصولات ایستاده پوشش بازی.

he had a thick crop of wiry hair.

او یک محصول ضخیم از موهای سیمی داشت.

crops drilled in autumn.

محصولات که در پاییز کشت شده اند.

the crop was ready to be reaped and garnered.

محصول آماده برداشت و جمع آوری بود.

نمونه‌های واقعی

Hope you're all doing well as the year winds down and exam crop up.

امیدوارم همه حالتان خوب باشد زیرا سال به پایان می‌رسد و امتحانات سر در می‌آورند.

منبع: CNN Listening December 2013 Collection

The government also bought up excess crops.

همچنین دولت محصولات اضافی را خریداری کرد.

منبع: Economic Crash Course

Rain or shine, there's always a bumper crop of stories.

در باران یا آفتاب، همیشه انبوهی از داستان‌ها وجود دارد.

منبع: Modern Family - Season 03

The elephants usually come here - lots of them - and they crop raid on the crops.

فیل‌ها معمولاً اینجا می‌آیند - تعداد زیادی از آن‌ها - و به محصولات حمله می‌کنند.

منبع: 6 Minute English

Today, potatoes are the fifth largest crop there.

امروز، سیب‌زمینی پنجمین محصول بزرگ در آنجا است.

منبع: Global Slow English

Then in harvest, he tests its crop again.

سپس در هنگام برداشت، او محصول را دوباره آزمایش می‌کند.

منبع: NPR News September 2013 Compilation

Used to mean better crops, and less disease.

معنی آن به معنای محصولات بهتر و بیماری کمتر بود.

منبع: Lost Girl Season 2

They are threshing crops under the scorching sun.

آنها در حال درو کردن محصولات زیر آفتاب سوزان هستند.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book 2.

They celebrate the annual harvest of their staple crop.

آنها جشن برداشت سالانه محصول اصلی خود را جشن می‌گیرند.

منبع: "BBC Documentary: The South Pacific"

They began to build a home and plant crops.

آنها شروع به ساختن خانه و کاشت محصولات کردند.

منبع: Western Exploration of the United States

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید