fry the chicken
سرخ کردن مرغ
fry the vegetables
سرخ کردن سبزیجات
pan-fry the fish
سرخ کردن ماهی در تابه
stir fry
سرخ کردن سریع
deep fry
سرخ کردن عمیق
small fry
ماهی کوچک
fish fry
ماهیتابه ماهی
He is frying the bacon.
او دارد بیکن را سرخ میکند.
Melt the margarine in a frying pan.
ماست را در یک تابه سرخ کنید.
a large frying pan with a lid.
یک تابه بزرگ با درب.
the pungent smell of frying onions.
بوی تند پیاز سرخ شده.
a frying pan with a nonstick surface.
یک تابه نچسب.
the aroma of frying onions;
بوی سرخ کردن پیازها;
The eggs were frying in the pan.
تخم مرغ ها در تابه سرخ می شدند.
We shall fry in this hot sun.
ما در این آفتاب داغ سرخ خواهیم شد.
Fry quickly to seal in the flavor of the meat.
به سرعت سرخ کنید تا طعم گوشت حفظ شود.
fry the pork and drain off any excess fat.
گوشت را سرخ کنید و هرگونه چربی اضافی را خارج کنید.
put half a dozen steaks to fry in a pan.
نیم دزنی استیک را برای سرخ کردن در یک تابه بگذارید.
would you like a fry in the morning?.
آیا دوست دارید صبحانه سرخ کنید؟
a non-stick frying pan.
یک تابه نچسب.
a club sandwich with French fries on the side.
یک ساندویچ کلوب با سیب زمینی سرخ شده در کنار آن.
the smell of frying bacon made Hilary's mouth water.
بوی سرخ شدن بیکن باعث شد دهان هیلاری آب دار شود.
The ham frizzled in the frying pan.
هم در تابه سرخ شده ترد شد.
Prawn sarcoplasm into scallops and fry until golden and remove.
پوست میگو را به صدف تبدیل کرده و تا طلایی شدن سرخ کرده و خارج کنید.
a submergible electric frying pan; a submergible research vehicle.
یک تابه سرخ کن الکتریکی غوطه ور؛ یک وسیله نقلیه تحقیقاتی غوطه ور.
The frying bacon whetted my appetite.
بیکن سرخ شده اشتهای من را تحریک کرد.
Which do you want, french fries or salad?
کدام را میخواهید، سیبزمینی سرخکرده یا سالاد؟
منبع: Four-Stage Listening Training CampI think my weakness is French fries.
فکر میکنم نقطه ضعف من سیبزمینی سرخکرده است.
منبع: CNN 10 Student English November 2022 CompilationWould you like french fries with that?
آیا میخواهید سیبزمینی سرخکرده با آن داشته باشید؟
منبع: Grandparents' Vocabulary LessonYou have a French fry in your hair.
شما یک سیبزمینی سرخکرده در موهایتان دارید.
منبع: Lost Girl Season 05I mean, think of roti that's been fried.
منظورم این است که به روتی که سرخ شده فکر کنید.
منبع: Connection MagazineMy job was to fry fries and meat pies.
وظیفهام سرخ کردن سیبزمینی سرخکرده و پای گوشت بود.
منبع: IELTS Speaking Part 1: January to April 2023Would you like some fries to go with your hamburger?
آیا میخواهید سیبزمینی سرخکرده با همبرگرتان داشته باشید؟
منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500I'm going to get some fries.You want anything?
من میخواهم چند سیبزمینی سرخکرده بگیرم. شما میخواهید چیزی؟
منبع: The Big Bang Theory Season 5Well, you brought me French fries. That's a start.
خب، شما برای من سیبزمینی سرخکرده آوردید. شروع خوبی است.
منبع: The Big Bang Theory Season 10Does it come with coke and fries?
آیا با نوشابه و سیبزمینی سرخکرده میآید؟
منبع: EnglishPod 1-50لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید