sizzle

[ایالات متحده]/'sɪz(ə)l/
[بریتانیا]/'sɪzl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. صدای جیرجیر کردن ایجاد کردن
vt. با صدای جیرجیر کردن پختن
n. صدای جیرجیر کردن.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریsizzling
شکل سوم شخص مفردsizzles
زمان گذشتهsizzled
قسمت سوم فعلsizzled
جمعsizzles

عبارات و ترکیب‌ها

sizzling hot

داغ داغ

sizzling sound

صدای جلز و ولز

sizzle of bacon

صدای سرخ شدن بیکن

جملات نمونه

The bacon sizzled in the pan.

بیکن در تابه سرخ شد.

The steak sizzled on the grill.

استیک روی گریل سرخ شد.

The hot oil sizzled as the onions were added.

روغن داغ با اضافه شدن پیازها سرخ شد.

The sausages sizzled as they cooked.

سوسیس‌ها در حین پختن سرخ شدند.

The sound of meat sizzling on the barbecue filled the air.

صدای سرخ شدن گوشت روی باربکیو هوا را پر کرد.

The fish sizzled in the frying pan.

ماهی در تابه سرخ شد.

The vegetables sizzled as they were stir-fried.

سبزیجات در حین سرخ کردن تفت داده شدند.

The hot dogs sizzled on the grill at the summer barbecue.

سوسیس‌های داغ در گریل در باربکیوی تابستانی سرخ شدند.

The butter sizzled in the hot skillet.

کره در تابه داغ سرخ شد.

The shrimp sizzled as they were cooked in garlic butter.

میگوها در حین پختن در کره سیر سرخ شدند.

نمونه‌های واقعی

A loin of roast pork was sizzling in the oven.

یک تکه گوشت بوار که در فر در حال سرخ شدن بود.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

A joint of roast pork was sizzling in the oven.

یک تکه گوشت بوار که در فر در حال سرخ شدن بود.

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets

You need to add some oil to the top so that you get some sizzle and even golden brown.

شما باید کمی روغن به بالا اضافه کنید تا کمی جلوی وزوز و حتی قهوه ای طلایی داشته باشید.

منبع: Gourmet Base

If it sizzles and turns golden pretty quickly, the oil is ready.

اگر جلوی وزوز کند و به سرعت طلایی شود، روغن آماده است.

منبع: Chef Natasha

Just remember, if you don't understand the word sizzle, just think about a pan.

فقط به یاد داشته باشید، اگر معنی کلمه جلوی وزوز را نمی دانید، فقط به یک تابه فکر کنید.

منبع: IELTS Speaking Preparation Guide

Stu said as he pulled out a fox Taser and turned it on, causing it to sizzle.

استو گفت، در حالی که یک تسکر روباهی بیرون کشید و آن را روشن کرد و باعث شد جلوی وزوز کند.

منبع: Zootopia (audiobook)

Mr. Beaver looked up from the wood stove, where the fish were sizzling in a pan.

آقای بیور از نظرش از اجاق هیزمی بالا آمد، جایی که ماهی ها در یک تابه در حال جلوی وزوز کردن بودند.

منبع: The Trumpet Swan

As this starts to sizzle, the fat will just pull out some of that perfume from the garlic.

همانطور که این شروع به جلوی وزوز کردن می کند، چربی فقط مقداری از آن عطر را از سیر بیرون می کشد.

منبع: Make healthy meals with Jamie.

The brewing stand quieted, and the powder's sizzle began to dissipate.

استند دمای آرام شد و جلوی وزوز پودر شروع به پراکنده شدن کرد.

منبع: Minecraft: The Dragon

I would go to a Australian sausage sizzle.

من به یک جلوی وزوز سوسیس استرالیایی می رفتم.

منبع: Little Foodie

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید